مرتضى مطهري
199
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
با همهء كدورتها و تيرگيهاى تعصب ، اما خاصيت عشق را با آن روشناييها ندارد . در مشايخ عرفا يعنى در پيروى از مشايخ عرفا تسليم هست اما عشق نيست . تاريخ عرفان نشان نمىدهد كه مريدان پيش شمشير غمش رقص كنان رفته باشند . اگر مشايخ صفويه توانستند از دراويش لشكرى جرار برانگيزانند ، با نام على كردند نه با نام خودشان . خاصيتهاى عشق عبارت است از گدازندگى و تصفيه ، تأحّد و توحّد و تمركز و جلوگيرى از تفرقه ، هوشيارى و انتباه و حساسيت ، الهام بخشى ، قلب ماهيت و كيمياگرى و اكسيرمنشى ، نابغه سازى و قهرمان پرورى ، نرمى و رقّت به جاى غلظت و خشونت ، تكميل نفس آنچه اهل عرفان در باب انسان گفتهاند با آنچه فلاسفه و دانشمندان گفتهاند متفاوت است . نظر فلاسفه و دانشمندان به قدرت علمى و مغزى انسان است ، به انسان بما هو عالم و بما هو عاقل است ، اما نظر اهل عرفان به انسان بما هو عاشق و بما هو طالب الحقيقه و بما هو مجذوب للحقيقه است . نظر فلاسفه به * ( علَّم الانسان ما لم يعلم ) * است و نظر عرفا به * ( يا ايها الانسان انك كادح الى ربك كدحاً فملاقيه ) * است . به عبارت ديگر نظر فيلسوف به فطرت عقل است و نظر عارف به فطرت عشق ، و در مبحث عقل و عشق سخنها هست كه آيا عقل مقدم است يا عشق . و به هر حال مكتب على مكتب عقل هم هست ، امتيازش به اين است كه مكتب عشق و محبت هم هست . از اين رو از نظر اجتماعى على ارزشى دارد ما فوق هر صاحب مكتب ديگر و ما نبايد از اين نكته غافل بمانيم راز كاميابى جاويد و شكست موقت على عليه السلام در كتاب ديباچه اى بر رهبرى ( صفحهء 57 ) بيان عالى و لطيفى در اين زمينه دارد ، مىگويد :