مرتضى مطهري
167
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
در سطح آفرينندهء گنبد شيخ لطف الله و مسجد شاه و عالى قاپو و كتيبهء بايسنقرى مسجد گوهرشاد و خطوط مير و بايسنقر و قرآنهاى خطى و ساير شاهكارها وجود داشته باشد . ولى حقيقت اين است كه وقوع خلل در دين به اين سادگيها نيست ، بلكه بنا بر يك اصل روان شناسى و جامعه شناسى ، يك نهضت و انقلاب همين كه موفق شد و دشمن از مواجههء رو در روى مأيوس گشت حركتش در جبههء دشمن متوقف مىشود و دشمن بدون آنكه واقعاً تحت تأثير واقعى نهضت قرار گرفته باشد بلكه صرفاً براى بهره بردارى و براساس تشخيص سود خود به نهضت مىپيوندد بدون آنكه به روح و معنى و هدف نهضت ايمان داشته باشد بلكه براى استغلال نهضت ، آنچنان كه مخالفان مشروطيت ايران به مشروطيت پيوستند و محكمتر سنگ مشروطه را به سينه زدند ، عين الدوله و صدرالاشراف نخست وزير مشروطه شدند ، اينها شكل و پوسته و ظاهر و قيافهء نهضت را حفظ مىكنند بلكه آرايش بيشترى مىدهند اما روح و هسته و باطن و حقيقت آن را از ميان مىبرند و آن را از درون پوك و خالى مىكنند و به تعبير اميرالمؤمنين : * ( يكفأ فيه الاسلام كما يكفأ الاناء ) * و به اين ترتيب نهضت را از مسير خودش منحرف مىكنند ، قلب ماهيت مىكنند با حفظ صورت . اكثريت قريب به اتفاق مردم كه ظاهربين و صورت پسندند راضى و خشنود و شاكر و دعاگو مىمانند ، زيرا شعارها در حد اعلى محفوظ است هرچند اصول از بين رفته است . اينجاست كه نياز به نوعى رشد و روشن بينى به معنى درون بينى لازم است . جملهء * ( و ان لنا فى كل خلف عدولًا ينفون عنا تحريف الغالين و انتحال المبطلين ) * ممكن است ناظر به خود ائمهء اطهار باشد و ممكن است كه ناظر به علما و عدولى باشد كه همين مراقبت را دربارهء عقايد مردم نسبت به خود ائمه مىنمايند . به هر حال مبارزه با « بدعتها » منحصر به اين نيست كه مثلًا كسى سنت و قانونى علناً به دين ببندد و به معنى مشهور « ادخال ما ليس من الدين فى الدين » نمايد . گاهى تدريجاً طرز تفكر مردم نسبت به دين آنچنان عوض