مرتضى مطهري
141
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
يكى ديگر از آثار شرح صدر عفو و اغماض و گذشت نسبت به دشمنان و عدم حقد و انتقام است . رسول خدا در داستان فتح مكه نشان داد كه كينهء شخصى ندارد . با اينكه مىدانست ابوسفيان و امثال او مسلمان واقعى نيستند و نخواهند شد ، فرمان عفو آنها را صادر كرد . 14 . يكى از اركان شخصيت رسول اكرم ايمان محكم و خالص آن حضرت به صدق گفتارش [ بود ] كه حتى غير مسلمانها خواستهاند با وحى نفسى توجيه كنند . ايمان داشت به دعوت خودش ، به آثار دعوت خودش در دنيا و آخرت . از همان روز اول معتقد بود كه دين و آيين او جهانگير خواهد بود . قائدين امروز ما اين عقيده [ را ] در عمق ضمير دربارهء اسلام ندارند ، لهذا هى مىخواهند چرخ زندگى را به عقب برگردانند ، آنقدرها ايمان و عقيدهء محكم به اسلام در برابر مرامهاى امروز ندارند [ پيغمبر ] خود به خود آثار ايمان در سيمايش ، در وجناتش ، در حركات و اعمالش ظاهر بود . هرگز با تصنع نمىتوان بشر را آنطور تحت تأثير قرار داد عشيرهء اقربين : 15 . رسول خدا از توحيد شروع كرد و در ميان عشيرهء اقربين شروع كرد . روزى رفت بالاى كوه صفا و مردم را با صداى بلند دعوت كرد . مردم به طرفش هجوم آوردند ببينند چه خبر است اجتماع عظيمى تشكيل شد . گفتند : چه مىگويى ؟ گفت : اگر به شما بگويم در پشت اين كوههاى مكه يك لشكر مجهز كمين كرده و قصد شما را دارد ، شما چه مىكنيد ؟ گفتند : ما تو را صادق و راستگو مىدانيم و تصديق مىكنيم . آنگاه فرياد كرد : * ( فانى نذير لكم بين يدى عذاب شديد . ) * آنگاه يكايك طوايف قريش را مخاطب قرار داد و فرمود : * ( ان الله امرنى ان انذر عشيرتى الاقربين ( 1 ) ) * آنگاه فرمود : * ( انى لا املك لكم من الدنيا منفعة و لا من الآخرة نصيباً الَّا ان تقولوا لا إله الَّا الله
--> ( 1 ) اين قصه على الظاهر بعد از دعوت بنى هاشم بوده و اينها كه همه طوايف قريش بودند اقرب درجهء دوم بودند . بنى هاشم را در خانهء خود و همهء قريش را در دامنهء صفا دعوت كرد