مرتضى مطهري
97
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
اسلام و مقتضيات زمان - اختيارات حاكم رجوع شود به تلخيصى كه ما در دفتر 89 ، صفحات 45 - 49 از مقالهء « حكومت در اسلام » علامهء طباطبايى كردهايم . اسلام و مقتضيات زمان - خرمشهر ، شب 8 فروردين 53 . 1 . مسئلهء زمان و تغيير و دگرگونى يكى از اصول اين جهان است ، نو و كهنه شدن ، زادن و مردن و پوسيدن و فراموش شدن . 2 . آيهء : تو اگر بميرى آيا آنها خالدند ؟ و آيهء : ما قرآن را فرو فرستادهايم و ما نگهداران آن هستيم . 3 . هيچ چيز در حالى كه هست نبوده و به همين حالى هم كه هست نخواهد ماند . قرآن براى اقوام و ملتها نيز مانند افراد ، نو و كهنه شدن ، زادن و مردن ، حدوث و فنا ، آغاز و پايان قائل است . قرآن مىگويد : هر چيزى فانى است جز چهرهء او ، وجه او ، جنبهء يلى الربى نه يلى النفسى كه فاسد است . 4 . اين جهت سبب شده كه بعضى بپندارند همه چيز ، نه همهء ماديات ، فانى شونده است و از جمله دين خدا محكوم اين قانون است . 5 . در اهواز شخصى از من پرسيد : آيا با اينكه همهء اقوام محكوم به مرگ و فنا هستند ، دين اسلام كه براى مردم چهارده قرن پيش آمده است باقى بماند ؟ آيا مجبور كردن مردم به وفادار ماندن به دين اسلام فرمان يك ايست نيست ؟ . جواب دادم كه اولًا در خود قرآن سخن از اقوام است كه نيست و نابود مىشوند نه قانون . ثانياً قانونى كه براى مردم چهارده قرن پيش آمده باشد البته محكوم به زوال است ولى قانون چهارده قرن پيش براى همهء مردم نه . ثالثاً وفادار ماندن به اسلام ايست نيست ، ثبات در جادهء اصلى است . 6 . حديث :