مرتضى مطهري

41

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

در آن عصر مثل اين عصر اين فكر وجود داشته كه سعادت و شقاوت تابع شرايط خيالى است از قبيل انتساب به فلان دسته يا فلان شخص ، و قرآن در كمال صراحت اين مطلب را رد مىكند و اين حقيقت يكى از شاهكارهاى اين كتاب مقدس آسمانى است . اينك متن آيات . . . ( 1 ) . آيا شرايط طبيعى كه قرآن ذكر كرده با منطق تطبيق مىكند ؟ : د . آيا شرايط طبيعى كه قرآن ذكر كرده با منطق تطبيق مىكند يا نمىكند ؟ به عبارت ديگر گاهى شرط خيالى است از قبيل انتسابات و امور قراردادى و گاهى شرط طبيعى است اما اشتراط موهوم و خيالى است . مثلًا اگر رنگ و نژاد را شرط سعادت در دنيا و آخرت بدانيم پاى يك امر طبيعى را به ميان آورده‌ايم ولى اين امر طبيعى در اين موضوع دخالت ندارد ، يعنى اشتراطى در كار نيست . اين است كه هرجا نام يك امر طبيعى به ميان بيايد نمىتوان قبول كرد كه اشتراط منطقى است . و چون شروطى كه قرآن ذكركرده با شخصيت روحى و معنوى و اخلاقى و با عمل و يا روح عمل بشر بستگى دارد ، معلوم شد كه اين شروط منطقى است . آن شروط از نظر سعادتهاى اخروى عبارت بود از ايمان به مبدأ و معاد و عمل صالح و تقوا ( 2 ) . طبقهء مستضعف و مرجون لامر الله : ه . بنابراين مادى مسلكان و منكرين مبدأ و معاد در آن دنيا نصيبى ندارند ولى مؤمنين به خدا و قيامت كه عملشان صالح و به نيت خير بوده ، نصيب و بهره دارند . و در عين حال منكرين خدا و قيامت اگر انكارشان مبنى بر جحود و عناد و لجاج نبوده و در عمل هم نيكوكار بوده‌اند ، مىتوان گفت در آن دنيا متنعم نيستند اما معذب هم نمىباشند . چون نعيم نتيجهء ايمان و عمل است و جحيم نتيجهء كفر و عناد ، اينها از اولى بىنصيب و از دومى نيز برى مىباشند . اينها مستضعف و * ( مرجون لامر الله ) * مىباشند .

--> ( 1 ) [ در نسخهء اصل دستنويس به همين صورت است . البته آيات مورد نظر قبلًا ذكر شد . ] ( 2 ) گفتيم كه اصل * ( « انما الاعمال بالنيات » در كارهاى الهى و اخروى اصل منطقى است ، گو اينكه در كارهاى مادى از [ قبيل ] نجارى ، اصلاح سر و صورت و غيره مؤثر نيست .