مرتضى مطهري
372
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
بايد مقايسه اى به عمل آيد ميان آنچه در قرآن است و آنچه در كتب آسمانى زمان قرآن بوده است و هم ميان محتويات قرآن و انديشه هاى فلسفى و عرفانى بشر . در كتب آسمانى از قبيل تورات و اوستا سخن از كشتى گرفتن خدا با يعقوب است و يا اهورامزدا يك موجود مجسمى است با ريش و نيزه و عصاى مخصوص ، به هيچ وجه مفهوم خداى مجرد و منزه از زمان و مكان و رؤيت و تجسم نيست . در انديشه هاى فلسفى و عرفانى مفهوم خداى مجرد و غيرجسمانى هست ولى تنها به صورت سلبى و منفى ، يعنى اينكه فقط جسم نيست ، عرض نيست ، جوهر نيست ، مرئى نيست ، جزء ندارد ، جزء چيزى نيست . لزومى ندارد درصدد اين جهت باشيم كه آنچه قرآن آورده است بى سابقه است ، بلكه كافى است كه بگوييم از مثل رسول اكرم از لحاظ سابقهء شخصى و محيط اجتماعى اگر فرضاً در حد افكار فلاسفهء درجه اول هم باشد ، اعجاز است تا چه رسد به اينكه ما فوق باشد ، و البته آنچه قرآن آورده ما فوق است ( 1 ) . 3 . از نظر تاريخى در اين قسمت بايد اطلاعات و اشارات و يا تصريحاتى كه قرآن در زمينهء بعضى مسائل تاريخى در اختيار قرار داده كه قرنها بعد از لحاظ علمى كشف شده است ، موضوع بحث قرار گيرد از قبيل آنچه دربارهء عاد و ثمود و فرعون و مردم سبأ و ذى القرنين و بلكه عموم اخبار پيامبران آمده است . 4 . خبرهاى غيبى قرآن از قبيل آنچه راجع به غلبهء روم بر ايران ، ابتر شدن عاص بن وائل ، و غيره آمده است . 5 . جريانات علمى كه تحقيقات فلسفى و يا علمى جديد ، نظر قرآن را به ثبوت رسانيده است از قبيل آنچه دربارهء الهامات مورچه و زنبور عسل و دربارهء باد و باران و نور و حركت زمين [ آمده است ] و اينكه اصل زمين و آسمان يكى است و دود ( گاز ) [ است ] و دربارهء
--> ( 1 ) رجوع شود به سلسله مقالات « سيرى در نهج البلاغه » فصل توحيد .