مرتضى مطهري
364
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
يادداشت شناخت قرآن - جلسهء چهارم : قرآن در قرآن - . عقل و قلب 1 . در جلسهء پيش گفتيم كه قرآن داراى دو بيان و دو زبان است . با يك زبان با عقل بشر سخن مىگويد و آن را تغذيه مىنمايد با زبان ديگر با روح ، با دل . با يك زبانش همزبان عقل است و آشناى با عقل و انديشه است [ و با زبان ديگر همزبان دل و آشناى با دل . ] به عبارت ديگر يك زبانش را عقل مىفهمد و زبان ديگرش را دل . و گفتيم اساساً علت اين است كه انسان موجود دو زبانى است و با دو زبان چيز مىفهمد و درك مىكند . آنچه با زبان عقل درك مىكند با زبان سر بيان مىكند و آنچه با زبان دل مىفهمد سراسر وجود انسان آن را بيان مىكند و گاهى رنگ رخسار ، ضربان قلب ، ريزش اشك ، زمزمهء زبان بهتر از حرف و سخن بيان كنندهء زبان دل است . ايندو در منطق قرآن نبايد از يكديگر تفكيك شوند اگر تفكيك شوند ، انسان تجزيه شده است . انسان تجزيه شده ، انسان نيست . جامعهء انسان نيز اگر ايندو از يكديگر تفكيك شوند جامعهء انسانى نيست . دنياى دل يعنى چه ؟ يعنى آن دنيايى كه به قول اينشتاين ( ورقه هاى عبادت ) * ) و به قول ويليام جيمز ( ايضاً ورقه هاى عبادت ) * ) و به قول اقبال ( ايضاً ورقه هاى عبادت ) * ) و به قول مولوى ( ايضاً ورقه هاى عبادت ) * ) انسان از خودِ محدود مانند مرغى كه از زندان قفس آزاد شود ، بيرون مىرود و خود را با منبع هستى يكى و يا نزديك مىبيند . پس اشتباه نشود كه هر حالى و هر نشئه اى و هر از خود بيخودىاى دنياى دل نيست ، و الَّا نشئهء ترياك و هروئين و موسيقيهاى شهوتانگيز هم نشئه است . بعضى متصوفه براى اينكه تقليد اهل دل را در بياورند ، حالت مصنوعى به وسيلهء حشيش ايجاد مىكنند ولى حالت انسان بما هو انسان نيست . اين يك كيف و يك نشئهء خاص بدنى و عصبى است . در اينجا مطلبى كه لازم است بحث شود اين است كه قرآن