مرتضى مطهري

341

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

راسل هم در جهان بينى علمى دريافته است . دوم ، انعكاس معانى : تفاوت دوم اين است كه آيينه فقط صور را منعكس مىكند ( آن هم صور به معنى شكلها و حجمها را نه صور به معنى صوتها ، بويها ، مزه ها را ) و نه معانى را مثلًا علم را ، عشق و محبت را ، لذت و رنج را ، درد و آرامش را . البته اين تفاوت چندان ارزش فلسفى ندارد . سومين تفاوت در خوديابى است : تفاوت سوم كه مهم است و ارزش فلسفى دارد اين است كه آيينه نمىتواند خودياب باشد و خود را در خود بيابد و منعكس سازد ولى ذهن انسان خودياب و خودآگاه است . خودآگاهى ذهن انسان از نظر فلاسفه دليل بر اين است كه اساساً حساب ذهن از حساب امور مادى جداست و آگاهى هرگز به اين شكل نيست كه تصويرى از اشياء در جايى منعكس شود يعنى تصويرات منعكسه مانند تصوير جليديه و غيره مقدمهء ذهن و ادراكات ذهنى است نه عين ادراكات ذهنى . در خودآگاهى ، آگاه و آگاهى و آگاه شده يك چيز است نه سه چيز : زيرا خودآگاهى نمىتواند به اين صورت باشد كه نفس از خود آگاه شود به اين صورت كه تصويرى از خود در خود ترسيم كند به اين معنى كه آگاه ، آگاهى ، آگاهى شده سه چيز باشد آنچنان كه در ساير اشياء هست كه سه چيز است و به اصطلاح علم نفس به آنها علم حصولى است . برهان بر اينكه علم نفس به ذات خود ، حضورى است . : از آن جهت كه به هر چيزى كه به نحو مزبور آگاهى پيدا مىكند به اين نحو است كه آن آگاهى را منتسب و متعلق و مضاف به خود پيدا مىكند و مقرون است به آگاهى از خود ، بلكه آگاهى از خود قبل از آگاهى از آن چيز است ، پس اگر بخواهد از خود به وسيلهء يك آگاهى آگاه شود لازم مىآيد كه قبلًا از خود آگاه باشد ، زيرا آن صورت از خود را مانند هر صورت ديگر وابسته به خود - نه مطلق - درك مىكند پس خود حصولى را وابسته به خود ديگر درك مىكند كه اگر آن نيز حصولى باشد بايد وابسته به خود ديگر باشد و در نهايت امر بايد خود را بدون صورت و تصوير آگاه باشد ، يعنى خود انسان جوهر و ذاتش عين آگاهى است . ذهن قادر است خود را بدون وساطت تصوير دريابد : پس لازمهء خودآگاهى آگاهى بدون وساطت تصوير است . پس تفاوت ذهن و آيينه صرفاً در اين نيست كه ذهن مىتواند تصويرى از خود در خود ترسيم كند و