مرتضى مطهري

326

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

بشر اذعان واقعى به آن پيدا نمىكند ، صرفاً جنبهء تقليدى و تلقينى دارد و اگر مقرون به آن شد از معرفة الله جدا نيست : * ( من عرف نفسه عرف ربه . ) * پس مادامى كه آن معرفت كامل براى روح پيدا نشده هيچ منطقى جز منطق خداشناسى پايهء اخلاق كريمه نيست ، و وقتى هم كه آن معرفت پيدا شد آن از معرفة الله و معاد شناسى جدا نيست . 24 . دو مسئلهء اساسى اينجا مطرح است : آيا مىتوان اخلاقى انسانى براى بشر پيشنهاد كرد مبنى بر خودخواهى ، و در آن ترك خودخواهى نباشد ؟ ديگر اينكه آيا ترك خودخواهى جز بر مبناى منطق اصالت روح و كرامت نفس ( براى خصوص حكيمان ) و مبناى منطق توحيد ميسر است ؟ . 25 . عطف به نمرهء 18 صفحهء 321 ، گوستاو لوبون در صفحهء 777 فصل « استيلاى اروپا بر مشرق و علل عدم كاميابى » عللى ذكر مىكند : اول عدم آمادگى شرقيها ، دوم سادگى زندگى شرقى و پرهيز از تجمل و احتياجات مصنوعى اروپايى و از همين جهت در مصلحت بودن هم ترديد مىكند . آنگاه در صفحهء 779 مىگويد : . بلكه براى آن سبب ديگرى بايد موجود باشد و چون در كتمان سبب اصلى آن هيچ گونه فايده اى مترتب نيست ، لهذا مىگوييم كه اين تنفر نتيجهء فشار و سلوك و رفتار بيرحمانه اى است كه اقوام متمدنهء اروپا دربارهء اقوام غير متمدنه و وحشيه يا ملل منحطه روا مىدارند . . . پس از مظالمى كه دربارهء وحشيهاى آمريكا و اقيانوسيه ذكر مىكند ، پاى ملل چينى و هندى را به ميان مىكشد . در صفحهء 780 مىگويد : . هركس كه در مشرق سفر كرده مىداند كه يك نفر اروپايى خيلى پست ارتكاب هر عملى را در آنجا براى خود جايز