مرتضى مطهري

312

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

اولِ انسانيت : 4 . معرفت و اذعان و ايمان به خدا نه تنها اولِ دين است بلكه اول و پايه و اساس انسانيت است يعنى بدون اين ايمان و اعتقاد هيچ يك از مفاهيمى كه تنها ارزش انسانى و معنوى دارد نه ارزش مادى ، مثل معانى كرامت و شرافت و تقوا و عفت و عدالت و احسان و گذشت و فداكارى و حمايت از صلح و همزيستى و تنفر از جنگ و ظلم و طرفدارى از حقوق بشر و اعلاميهء حقوق بشر - چه آن كه پس از انقلاب فرانسه صادر شد و چه آن كه اخيراً سازمان ملل صادر كرد و اولى را تكميل كرد - و بالاخره آنچه به نام حقوق انسانى يا اخلاق انسانى يا شئون انسانى ناميده مىشود ، به اصطلاح اخلاق و آداب انسان بما هو انسان ارزش نخواهد داشت ، پشتوانهء همهء اينها خداشناسى است ( 1 ) . همان طورى كه خود خداوند سرسلسلهء موجودات است و همهء موجودات قائم به ذات او هستند ، معرفت و ايمان و اعتقاد به ذات او نيز سرسلسلهء معنويات و معارف روحى و معنوى بشر است . اصول معنوى منهاى خداشناسى و ايمان و اعتقاد به خدا مثل اسكناس منتشر بدون پشتوانه است ، كاغذ بىاعتبارى بيش نيست . خداشناسى همانا « اعتبار » و « ارزش دهندهء » همهء اين مفاهيم است ، اوست كه به همهء اينها اعتبار مىدهد . 5 . خداشناسى و توحيد ، هم اول انسانيت است و هم آخر انسانيت ، همان طورى كه ذات خداوند ، هم اول وجود است و هم آخر وجود : * ( هو الاول و الاخر ) * ، يعنى خداوند ، هم به وجود حقيقى و خارجى و هم به ظهورات و تجليات خود ، هم اول است و هم آخر . عرفا آخرين منزل سلوك را توحيد مىدانند . اين بدان جهت است كه توحيد مراتب دارد ، از اعتقاد به اينكه در ميان موجودات و

--> ( 1 ) در اينجا بحث در اين است كه پشتوانهء اخلاق ، ايمان است . در ورقه هاى عدالت ) * اجتماعى ) * بحث كرديم كه پشتوانهء قانون نيز ايمان است . پس اين دو ركن اساسى اجتماع ، پشتوانه و ارزش دهندهء آنها ايمان است و الَّا نه نصايح بلند و غرّا و نه قوانين برّاق و جالب و اعلاميه هاى حقوق به تنهايى كارى نمىكنند ، كاغذ پاره اى بيش نيستند .