مرتضى مطهري

310

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

توحيد - اول الدين معرفته 1 . كتابهايى كه تأليف مىشود دو قسم است . بعضى كتابها حالت جُنگى دارد مثل كشكول شيخ بهايى و مشكلات العلوم نراقى و خزائن نراقى . در اين كتابها ترتيب نيست ، از هرجا شروع كنيم مىتوانيم ، حتى مىتوانيم كتاب را از طرف چپ و صفحهء آخر شروع كنيم . بعضى كتابهاى ديگر برعكس است ، سبك استنتاجى دارد و لهذا بايد از اول شروع كرد يعنى قبل ، مستنتج بعد است و بعد ، مبتنى و متكى به قبل است . در اعمال نيز همينطور است . در بعضى اعمال ممكن است رعايت ترتيب معتبر نباشد ، مثل تعقيبات نماز ولى در بعضى اعمال مثل نماز و حج و وضو رعايت ترتيب لازم است . حالا بايد ببينيم دين كه در فكر ما بايد وارد شود آيا ترتيبى دارد يا ندارد و از هر نقطه مىشود آغاز كرد . حقيقت اين است كه دين در افكار مردم بايد ترتيب داشته باشد و از پايه شروع شود . پايه و حرف اول دين خداشناسى است . رسول اكرم از همين نقطه شروع كرد و گفت : * ( قولوا لا إله الَّا الله تفلحوا ) * و ختم شد به : * ( اليوم اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى . . . ) * . خط دين را بايد خواند و تا انسان حروف شناس نشود نمىتواند اين خط را بخواند . حروف دين عقايد دينى است و حرف اول و الفِ دين ، خداشناسى است . از حرف الفْ ساير حروف ، و از حروف شناسى خطشناسى پيدا مىشود . شعراى ما الف را به اعتبار بساطت و يگانه بودن كنايه از ذات حق گرفته‌اند . [ شاعر ] مىگويد : دل گفت مرا علم لدنّى هوس است تعليمم كن اگر تو را دسترس است گفتم كه « الف » ، گفت دگر ؟ گفتم هيچ در خانه اگر كس است يك حرف بس است . حافظ مىگويد : نيست بر لوح دلم جز « الف » قامت يار . به هر حال دين شناسى و قرائت كتاب دين از نوع قرائت جُنگ نيست كه از هر نقطه بتوان شروع كرد ، بلكه بايد از حرف اول شروع كرد .