مرتضى مطهري

292

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

اما اگر اينطور فرض نكنيم و همين قدر بگوييم نفس تصور ذات بزرگتر مستلزم وجود اوست غلط است ، زيرا آن چيزى كه مستلزم وجود ذات بزرگتر است خود ذات بزرگتر يعنى ذات بزرگتر به حمل شايع يعنى مصداق ذات بزرگتر است نه تصور و مفهوم ذات بزرگتر . نه مفهوم ذات بزرگتر مستلزم وجود خارجى اوست و نه ذات بزرگتر موجود خارجى مستلزم اين است كه ذات بزرگترِ مفهومى ذات بزرگتر باشد . بر بيان دكارت نيز نظير همين ايراد وارد است . دكارت مىگويد : بعضى چيزها با بعضى تلازم دارند و جزء آن هستند و مثال مىآورد به مثلث . جواب اين است كه وجود نه مىتواند جزء چيزى باشد و نه لازم چيزى . مىگويد : ذات واجب عين كمال است و كمال با وجود تلازم دارد . جواب اين است : اگر مطلق كمال منظور است مستلزم وجود حق نيست . البته هرجا كمالى هست وجود هم هست . اگر منظور كمال مطلق است ، قبول مىكنيم كمال مطلق عين وجود مطلق است ( نه لازم آن ) اما به اين معنى كه كمال مطلق به حمل شايع مساوى است با وجود مطلق به حمل شايع ، يعنى كمال مطلق را اول بايد در خارج فرض كنيم تا وجودش ثابت شود و اين اول مطلب است .