مرتضى مطهري

250

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

پس قلم بنوشت كه هر كار را لايق آن هست تأثير و جزا كژ روى ، جفّ القلم كژ آيدت راستى آرى سعادت زايدت چون بدزدى دست شد جفّ القلم باده نوشى مست شد جفّ القلم ظلم آرى ، مُدبرى جفّ القلم عدل آرى ، بر خورى جفّ القلم تو روا دارى روا باشد كه حق همچو معزول آيد از حكم سبق كه ز دست من برون رفته است كار پيش من چندين ميا چندين مزار بلكه آن معنى بود جفّ القلم نيست يكسان نزد او عدل و ستم فرق بنهادم ميان خير و شر فرق بنهادم ز بد ، وز بد بتر رجوع شود به تاريخ تمدن ويل دورانت ، جلد 11 ، صفحه . . . و جلد . . . ، صفحه . . . ايضاً رجوع شود به كتاب اسلام از مجموعهء چه مىدانم ، صفحهء 55 كه در شماره . . . سال . . . « مكتب تشيع » صفحهء 130 ، ملحقات ، از طرف آقاى حجتى كرمانى انتقاد شده . رجوع شود به كتاب مسألة فى سرّ القدر ابن سينا ، كتابخانهء مجلس ، مجموعهء خطى 599 ، كتاب هشتم از كتب سيد محمد صادق طباطبايى . مثنوى ميرخانى ، صفحهء 397 ( جلد چهارم ) :