مرتضى مطهري
213
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
فناپذير و غيرقابل دوام و خلود است مادامى كه وجودش مادى است ، ولى در فروع كائنات قابل تبديل است مثل مقدر بودن عمر زيد به دويست سال كه قابل تبديل است به بيست سال مثلًا ، و به عبارت ديگر نواميس عالم قطعى است ولى وجودات كائنات نه . 14 . معلوم شد كه سرنوشت هركسى در عين اينكه به دست خدا و به دست قضا و قدر است ، به دست خود اوست . به دست خود او بودن ، هم به اين معنى است كه خودش عامل است و هم به اين معنى است كه مختار و آزاد است در تغيير و تبديل و كم و كاست او ، و نه عامل بودن او منافات دارد با عامل بودن قضا و قدر و نه مختار و آزاد بودن او در تغيير و تبديل سرنوشتش با حتميت قضا و قدر منافات دارد . او مختار و آزاد است كه بكند يا نكند ، اگر بكند به قضا و قدرى است و اگر نكند به قضا و قدر ديگرى است و روح مطلب همين است كه در اين نمره خلاصه شد . و از همين جا جواب اين سؤال روشن شد كه آيا سرنوشت هركس به دست خود اوست يا به دست خدا يا به دست هر دو ؟ جواب اين سؤال به بهترين وجهى در ذيل حديثى كه از توحيد صدوق در باب قدرت و استطاعت نقل كرديم ذكر شده و توضيحش همين مطالبى است كه گفته شد . 15 . آياتى از اين قبيل : * ( و لقد كتبنا فى الزبور من بعد الذكر أن الارض يرثها عبادى الصالحون ) * يا آيهء * ( ان الله لايغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم ) * يا آيهء * ( ان الارض لله يورثها من يشاء من عباده و العاقبة للمتقين ) * و امثال اينها كه نواميس خلقت و اجتماع را ذكر مىكند مؤيد نظراتى است كه قبلًا گفتيم ، يعنى مؤيد اين است كه سرنوشت انسان به دست خود اوست ( 1 ) . 16 . در كافى ، كتاب العقيقه ( ج 6 ، ص 14 ) حديث مفصلى هست در تصوير و تسويهء ملَكْ فرزند را بر طبق آنچه در ناصيهء مادر است . اين حديث در حقيقت قدر عينى را ذكر مىكند ، بلكه مطلق آثار
--> ( 1 ) رجوع شود به نمرهء 20 و به صفحهء 217 .