مرتضى مطهري

153

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

است كه دلالت بر چيزى دارد . اين نكته گفته شود كه مفهوم كارهاى كلمه گونه گاهى از نوع رابطه ميانِ كنندهء آن كار و يك انسان ديگر است ، مانند تعظيم . پرستش نيز بيان كنندهء نوعى رابطه است ميان پرستش كننده و پرستش شده ، البته بيشتر بر پرستش شده دلالت دارد . اكنون ببينيم كه فعل پرستش بر چه معنى و مفهومى دلالت دارد . فعل پرستش دلالت دارد بر اينكه پرستش كننده بنده است و پرستش شده خداست . رابطهء خدا و بنده اين است كه خدا به دليل اينكه همه چيز اصالتاً از اوست و عاريتاً از بنده و او مالك امر بنده است ، فرمان او بر بنده فرمان بر مملوك بالاستحقاق خود است و به همين دليل لازم الاطاعة است . پس اطاعت امر كسى به عنوان اينكه او استحقاقاً مطاع است ، عبوديت است . مفهوم ديگر و معنى ديگر پرستش ( يعنى فعل پرستش به عنوان يك كار كلمه گونه و معنىدار ) تقديس و تنزيه و تحميد است ، يعنى اينكه مورد پرستش از هر نقصى منزه و به هر كمالى موصوف است كه در كتاب خدمات متقابل اسلام و ايران در فصل آتش و پرستش ، آن را شرح داده‌ايم . بنا بر آنچه گفته شد همچنان كه سخن گفتن از مختصات انسان است ، انجام يك سلسله كارهاى معنىدار كلمه گونه و عبادت گونه و جمله گونه نيز از مختصات انسان است . اين گونه كارها از خواص ناطقيت انسان است . به عبارت ديگر اين گونه كارها ابراز يك حقيقت ديگر است و مظهر و نمايشگاه يك حقيقت ديگر است . انسان با اين گونه كارها يك حقيقتى را كه به آن معتقد است ، تجلى مىدهد و اين فعل مجلى و مظهر آن حقيقت مىشود . توحيد در قرآن رجوع شود به ورقه هاى يادداشت اعجاز قرآن ) * كه بحث جالب و