مرتضى مطهري
122
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
اسلام را به صورت سليقه و پسند خود و متناسب با آرمان خود درآورند . هر دو هم مدعى هستند كه دين ، سليقه اى نيست و بايد سليقه را بر دين منطبق كرد نه دين را بر سليقه . اما متأسفانه سليقه نيز مانند تعصب است كه همه اش افراد ادعا مىكنند كه نبايد تعصب داشت و ما تعصبى نداريم و طالب حقيقتيم اما در عمل ديده مىشود كه گوينده غرق در تعصب است . آن دو گروه ، نسل قديم متدين و نسل جديد متدين ( به اصطلاح ) است . در نسل قديم ، درست خاصيت پيرزنها و پيرمردهاست كه مأنوسات خود را حتى از اشياء و ابزار كهنه ، مانند نواميس عالم ثابت و برجا مىپندارند و اما نسل جديد مغرور است به آنچه نو آموخته و به دست آورده و شكل نو دارد . هر دسته اى مىخواهد اسلام را به شكل دلخواه خود درآورد . اين جريان داستان مرد دو مو را به ياد مىآورد كه در ورقه هاى رهبرى نسل جوان ) * ياد كرديم . اسلام مصيبت جانكاهى از اين جريان مىكشد . طبقهء قديم درست مانند پيرزنانى كه حتى كاسه وسمه و مشربهء حمام خود را از اصول لايتغير و نواميس قطعيهء عالم مىپندارند ، آنها نيز مأنوسات چندسالهء خود را كه جز خوى تاريخى نيست و ضرورت عادى دارد نه ضرورت شرعى ، ضرورت متشرعه است نه ضرورت شرع ، مانند عقايدى كه معمولًا در مورد حقوق و وظايف زن گفته مىشود ، اينها را مسلَّمات انگاشتهاند و هيچ گونه حاضر نيستند لااقل به تاريخ نگاه كنند و اضافات را از اصل جدا كنند ، گرفتار * ( انا وجدنا ابائنا على امة . . . ) * شدهاند . و اما نسل جديد درست اخلاق ژيگولو مامانيها را دارد ، فوفول مآبانه با هزاران قر و ناز و غمزه مىخواهد زير بار دين برود و با معلومات محدود خود همهء تار و پود عالم را بسنجد . ديگر آنچه از قديم به نام ماوراء طبيعت و روح و معنويات و ملائكه و وحى و غيره گفته شده ، چون در علوم مادى او پيدا نيست همه را منكر شود و در عين حال متدين هم بوده باشد .