مرتضى مطهري
109
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
حوايج بشر پاسخ صحيح مىدهد و راهنمايى درست مىكند و موفقيتش در حل مشكلات انبوه روحى و مادى بشر بيشتر است ، زيرا بشر در عمل به جانب آن چيزى رانده مىشود كه بهتر جوابگوى حوايج وى بوده باشد . امروز در منطق جديد در آيينها و مسلكها درست و نادرست مفهومى ندارد الَّا به معنى اينكه بهتر بتواند جوابگوى مشكلات بشر باشد . مسلكهايى دست روى مهمترين مشكل بشر گذاشتند و لااقل يك نيشتر به آن زدند ، اگرچه نتوانستند بعد بخيه و پانسمان كنند ، مثل عمل ماركس كه دست روى مشكلهء اقتصادى بشر گذاشت [ و ] توانست بعد از يك قرن تقريباً نيمى از جهان را به طرف خودش بكشاند . خود اسلام در گذشته كه پيش رفت و جلو افتاد ، به اين دليل بود كه اولًا نيشتر زد و ثانياً عقده ها و مشكلات بشر را گشود . باز سؤال ديگرى پيش مىآيد و آن اينكه آيا مقصود اين است كه بر خصوص دينها و آيينها فائق مىآيد يا حتى بر مسلكها و مرامها نيز فائق مىآيد ؟ . مشكلهء امروز ما اين نيست كه ثابت كنيم اسلام بر مسيحيت و يهوديت و قرآن بر تورات و انجيل و اوستا ترجيح دارد ، بلكه بايد ثابت كنيم كه اسلام بر مرام و مسلكهايى كه امروز عقل بشر وضع كرده از قبيل كمونيسم و سوسياليسم و ليبراليسم و امثال اينها برترى دارد و بر اينها فائق است ، چون يك فرق اسلام با ساير اديان اين است كه اسلام مرامها را به مبارزه مىطلبد بر خلاف آنها . امروز بحث دربارهء اينكه امام صادق بر ابوحنيفه ترجيح دارد ، بحث زايد و بى معنايى است . 3 . به دنبال اين بحث ، مسئلهء اجتماعى اسلامى معروف « علل انحطاط مسلمين » پيش مىآيد ، زيرا اين بحث مربوط به اين است كه آيا اين انحطاط مربوط به اسلام بود ، قوانين اسلام نارسا بود براى جامعهء گسترش يافتهء قرون سوم و چهارم و آن قوانين فقط جامه اى بود كه براى پيكر جامعه اى در حال بداوت و بساطت دوخته شده بود