مرتضى مطهري

82

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

پايينتر از ذات غير مسئول خالق . 5 . دين عبارت است از مسئوليت ، البته مسئوليت توأم با عشق و علاقه . دين از نظر ماهيت غريزى يك عشق و محبت است و از نظر ماهيت اجتماعى يك مسئوليت است . اينجا سه بحث است : الف . دين از مسئوليت انفكاك پذير نيست . انسان متدين واقعى خواه ناخواه احساس مسئوليت مىكند هم براى خود ، هم براى محيط خانواده و هم براى اجتماع . بى تفاوتى با ديندارى سازگار نيست . دين منهاى مسئوليت ، دين منهاى دين است . ب . مسئوليت از دين انفكاك پذير نيست . فلسفه هايى كه خواسته‌اند مسئوليت منهاى دين بسازند ، همه شكست خورده هستند . ج . مسئوليت ، خود يك مقياس است براى دين شناسى و براى استقامت و انحراف تعليماتى كه به نام دين داده مىشود . برخى تعليمات است كه در انسان احساس مسئوليت ايجاد مىكند ، احساس تقصير ، كوتاهى : * ( يا حسرتا على ما فرطت فى جنب الله . ) * برخى تعليمات ديگر است كه در جهت رفع مسئوليت است . مثلًا آنجا كه رسول اكرم به فاطمهء زهرا ( سلام الله عليها ) مىفرمايد : * ( اعملى لنفسك فانى لااغنى عنك من الله شيئاً ) * ، يا قرآن مىگويد : * ( ليس للانسان الَّا ما سعى ) * ، يا مطالعهء سيرهء رسول اكرم و اهل بيت ، اينها همه به انسان نوعى بيدارى و آگاهى مسئوليت آميز و تعهدخيز مىدهد . ولى اين جمله كه « حب علىّ حسنة لاتضر معها سيئة » برعكس احساس مسئوليت را از انسان مىگيرد ، خاطرجمعى و تأمين مىدهد ، به قول سارتر دلهره و اضطراب را مىگيرد ، و انسان بايد همواره در حال دلهره و اضطراب بوده باشد ، يعنى خيال راحت و آرام و خاطر جمع نداشته باشد . اما قسمت اول : دين منهاى مسئوليت ناممكن است ، زيرا دين جز يك سلسله تكليفهاى اعتقادى ، اخلاقى ، اجتماعى ، عبادى نيست . بعضىها دين را به معنى يك وابستگى اسمى و شناسنامه اى و انتساب محض خيال مىكنند خصوصاً تشيع را ، و بلكه خيال مىكنند