مرتضى مطهري
449
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
گر هلالمور بلالم مىدوم مقتدى بر آفتابت مىشوم ماه را با زفتى و زارى چه كار در پى خورشيد پويد سايه وار . . . عاشقان در سيل تند افتاده اند بر قضاى عشق دل بنهاده اند همچو سنگ آسيا اندر مدار روز و شب گريان و نالان بىقرار 12 . * ( اللَّهم بلى لاتخلو الارض من قائم . . . مسئلهء ولايت عطف به ورقه هاى ولايت : 1 . گفتيم ولايت با همهء اختلاف موارد استعمال يك ريشه دارد و آن اتصال و پيوستگى است و به حسب اختلاف موارد استعمال ، اختلاف پيدا مىشود . و گفتيم كه گاهى كلمهء « ولى » فعيل به معنى فاعل است و گاهى فعيل به معنى مفعول ، و ظاهر اين است آنگاه كه در مورد خداوند استعمال مىشود تنها به معنى فاعل [ است ] ، يعنى ذات حق از آن جهت ولىّ جهان يا ولىّ خصوص مؤمنين است كه متولى امر جهان و متولى امر خاص مؤمنين است ولى در مورد عبد كه گفته مىشود ولىّ خداست ، هم به معنى فاعل استعمال مىشود از آن جهت كه به قول ابن ابى الحديد متولى طاعت الهى است و هم به معنى مفعول است يعنى كسى كه خداوند متولى امر اوست . 2 . ما فعلًا به ساير موارد استعمال كلمهء ولايت و ولاء كار نداريم از قبيل ولاء كفار ، ولاء صغار ، مجانين ، ولاء عتق و غيره . بحث در خصوص ولايت الهى است يعنى در خصوص ولىّ الله بودن بعضى بندگان است ، مثلًا على عليه السلام كه ولىّ الله است به چه معنى است ؟ و هم بحث در اين است كه معنى ولايت ما يعنى اينكه ما بايد اولياء ائمهء