مرتضى مطهري

399

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

لن تقدس امة حتى يؤخذ للضعيف حقه من القوى غير متعتع ) * مىرساند كه جامعه اى آنگاه قابل تقديس و ستايش است و پاك و [ نا ] آلوده است كه مردم از نظر احقاق حقوق اجتماعى امنيت و شهامت داشته باشند ، از طرفى از ناحيهء مقامات حاكم به مظلوم امنيت داده شود و [ از طرف ديگر ] لااقل مظلوم شهامت مطالبهء حقوق داشته باشد . براى اين بحث لازم است كه به مادهء « ظلم » در نهج البلاغه مراجعه شود و آثار مخرب ظلم تحت مطالعه قرار گيرد . ب . دعوت افراد و عامه به شركت در برقرارى عدل و حق . اينجا مقدمه اى لازم است . هيچ مكتبى نيست كه دعوت به عدالت نكرده باشد . قطع نظر از اينكه تصورها دربارهء عدالت مختلف است ، طرق اجراى عدالت نيز مختلف است و مجموعاً سه مكتب است : يك مكتب تكيه بر عواطف انسان دوستى ظالم و زشتى ظلم و كيفر داشتن آن دارد و مخاطبش صرفاً ظالم است و مىخواهد ظالم را به ميل خودش از راهى كه مىرود برگرداند . مسيحيت چنين است . در اين مكتب مخاطب ، خودِ ظالم است . مكتب ديگر معتقد است كه جريان تاريخى و وضع طبقاتى ، ظالم را جبراً ظالم كرده است توقع از ظالم كه ظلم نكن نظير توقع از آتش است كه نسوز . اين مكتب روى خود را از ظالم برمىگرداند و متوجه مظلوم مىكند ، مىگويد : مظلوم ! خودت زنجيرها را از دست و پايت باز كن ، خودت بندها را بگسل ، محال است كه آن كه بر تو بند نهاده همان بند بگسلد . ماركسيستها طبق منطق جبرى خود اينچنين نظر مىدهند . مكتب سوم كه مكتب اسلام است به هر دو طبقه نظر دارد و در هر دو جبهه موفق است هم خطاب به ظالم دارد و چون مجهز به ايمان معنوى است احياناً در وجدان ظالم انقلاب ايجاد مىكند و ظالم را از راهى كه مىرود برمىگرداند . شواهد تاريخى در اين زمينه زياد است و اين ناشى از ايمان مذهبى است . ولى مىداند كه اين راهى است كه درصد معين دارد و صد درصد كافى نيست ، خطاب به مظلوم و ذى حق مىكند كه :