مرتضى مطهري

284

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

ح . از 58 تا 60 دربارهء حجاب و استيذان ط . آيه اى راجع به استفاده از مال اقربا در محيط خانواده ى . از 62 تا 64 راجع به انضباط دربارهء رسول اكرم آيهء نور 1 . نور از اسماء الهى است . دعاى كميل : * ( يا نور و يا قدوس . ) * ايضاً دعاى معروف نور كه در آنجا آمده است : * ( يا نور و يا نور النور . ) * رجوع شود به دعاى نور . 2 . در تعبيرات اسلامى نيامده است كه خدا نور اعظم است ، يعنى سخن از انوار و نور اعظم نيست ( آنچنان كه مانويان خدا را نور اعظم مىدانستند به نقل فخر رازى ذيل همين آيه و طبق استنباط فخر رازى مقصودشان نور حسى هم بوده است و يا شيخ اشراق چنين تعبيراتى دربارهء خدا دارد ) بلكه از نظر قرآن نور اسم منحصر خداست و اگر به غير او نور گفته شود در طول است يعنى خدا نورالنور است نه نور اعظم و اكبر و اشد ، و اين است تفاوت منطق قرآن با منطق اشراق . 3 . همچنان كه گفته‌اند الفاظ براى مفاهيم عامه وضع شده است . عليهذا ضرورتى ندارد كه بگوييم اطلاق نور به غير نور حسى به نحو اشتراك لفظى است . 4 . معمولًا مىگويند اطلاق نور بر خدا به اعتبار ظاهر بالذات بودن و مظهر غير بودن است ، ولى ظاهر اين آيه اين است كه به آن جهت به خداوند ، نور اطلاق شده كه مظهر راه است و هادى است . 5 . خداوند ذاته بذاته ، يعنى در مرتبهء ذات نه در مرتبهء فعل ، نور و هادى است زيرا ذاته بذاته معشوق و مقصود كل اشياء است و اشياء از درون ذات خود به سوى آن كانون نور جذب مىشوند و كشيده مىشوند . 6 . تفسير الميزان نور بودن را به اعتبار ظهور بالذات و اظهار للغير گرفته است و مجموعاً از نظر من مطلب قانع كننده اى ندارد .