مرتضى مطهري
270
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
تو مپندار كه مجنون سر خود مجنون شد از سمك تا به سماكش كشش ليلى بود حكما مىگويند تحريك غاية الغايات جهان را از قبيل تحريك المعشوق للعاشق است . ولى در معنى دوم فقط منظور اين است كه ذكر الله چون عمل قلب است و توجه مستقيم به حق است از هر عملى افضل و بالاتر است ، زيرا روح هر عمل قربى است . و بنا بر معنى سوم نظر به خود نماز است كه ياد خدا در نماز از خود نماز بالاتر است ، زيرا به منزلهء روح نماز است . بنا بر اين معنى ، معنى آيه نزديك است به معنى حديث : « * ( نية المؤمن خير من عمله ) * » و معلوم است كه مقصود اين نيست كه اگر امر داير شد ميان نماز و ذكر كدام مقدم است . ايندو دو امر توأم مىباشند ، مثل روح و بدن . آنجا كه سخن از افضليت به ميان مىآيد ، حال تفكيك منظور نيست . در مجمع ضمناً مطالبى نقل مىكند كه معلوم مىشود عده اى بودهاند ( از صوفيه ) كه مقصود از ذكر را ورد دانستهاند و نتيجه گرفتهاند كه ورد خواندن ما از هر عمل ديگر افضل است . مىنويسد : و روى عن ثابت البنانى قال : ان رجلًا اعتق اربع رقاب فقال رجل آخر : سبحان الله و الحمد لله و لا إله الَّا الله و الله اكبر . ثم دخل المسجد فأتى حبيب بن اوفى السلمى و اصحابه فقال : ما تقولون فى رجل اعتق اربع رقاب و انى اقول : سبحان الله و الحمد لله و لا إله الَّا الله و الله اكبر ، فأيهما افضل ؟ فنظروا هنيهة فقالوا : ما نعلم شيئاً افضل من ذكر الله . اين گونه تفسير سبب گمراهى مردم است . ايضاً مجمع :