مرتضى مطهري
255
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
امروز همان كارها را در زير پرده و تحت عنوانها و نامهاى فريبنده در شكل استعمارى خود انجام مىدهد . خود كلمهء استعمار يك كلمهء منافقانه است . بشر امروز به صورت اعلاميهء حقوق بشر و تشكيل جمعيتهاى طرفدار آنها در كشورهاى كوچك و به نام تبليغ دين ( 1 ) و به نام مؤسسات فرهنگى و بهداشتى و اقتصادى و كمك به دول ضعيف مقاصد خويش را انجام مىدهد ، كارهاى چنگيزى و تيمورى مىكند اما در قيافهء عيسوى و موسوى و محمدى صلى الله عليه و آله . رجوع شود به ورقه هاى بردگى پس از الغاء بردگى . سعدى مىگويد : شنيدم گوسفندى را بزرگى رهانيد از دهان و چنگ گرگى شبانگه كارد بر حلقش بماليد روان گوسفند از وى بناليد كه از چنگال گرگم در ربودى بديدم عاقبت گرگم تو بودى اگر اندكى تأمل كرده باشيد مىبينيد در برخى از نقاط دنيا مثل ايران در نهضت ملى شدن نفت و ويتنام و نهضت نجات از استعمار فرانسه ، برخى دولتهاى مقتدر از نهضتهاى ملى حمايت مىكنند تا وقتى كه چنگال ستمگر را كوتاه مىكنند ، بلافاصله خودشان چنگالهاى قويتر خود را فرو مىكنند . نفت ايران ملى مىشود اما نتيجه اش اين است كه آمريكا جاى انگلستان را مىگيرد ، ويتنام فرانسه را بيرون مىكند و آمريكا آن مردم را در اخراج فرانسويها حمايت مىكند اما بعد خودش به صورت خطرناكتر جانشين آن مىشود و ملت ويتنام با فدا دادن چند صد هزار نفر نمىتواند آنها را بيرون كند . بايد گفت كه هنر جوفروشى و گندم نمايى ، كاسه زير نيم كاسه داشتن ، دو چهره اى بودن و به تعبير مجلهء نگين : با گرگ دنبه خوردن و با چوپان گريه كردن ، ظاهرش چون گور كافر پر حلل - باطنش قهر خدا عزّوجل ، بزرگترين هنر و صنعت قرون جديده يعنى قرون
--> ( 1 ) رجوع شود به كتاب التبشير و الاستعمار .