مرتضى مطهري
230
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
يا به طفلى در اسيرى اوفتاد يا ز اوّل او ز مادر بنده زاد ذوق آزادى نديده جان او هست صندوق صُوَر ميدان او دائماً محبوس عقلش در صُوَر از قفس اندر قفس دارد گذر تا آنجا كه مىگويد : زين سبب پيغمبر بااجتهاد نام خود وآنِ على مولى نهاد كيست مولى آن كه آزادت كند بند رقّيت ز پايت بر كند چون به آزادى نبوّت هادى است مؤمنان را ز انبيا آزادى است اى گروه مؤمنان شادى كنيد همچو سرو و سوسن آزادى كنيد ليك مىگوييد هر دم شكر آب بى زبان چون گلستان خوش خضاب بى زبان گويند سرو و سبزه زار شكر آب و شكر عدل نوبهار ماه ما بىنطق ، خوش برتافته است هر زبان نطق از فرِ او يافته است مولوى در اين اشعار حديث * ( « من كنت مولاه . . . » [ را ] از اين زاويه ديده كه معتِق و آزادى بخش است . ما على را مولى خطاب مىكنيم . البته معنى شايع مولى اين است كه براى او مقام ولايت كبرى قائليم و او را متصرف در جان خود مىدانيم ، و مولوى از زاويهء آزادى بخشى نگريسته است . اين آزادى بخشى كه در پيامبران و امامان هست از دو راه است . يكى از طريق اينكه آزادى اجتماعى به آنها داده است .