مرتضى مطهري
207
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
حفظ ما خلق عدم ذلك المخلوق الَّا ان يكون العارف قد ضبط جميع الحضرات و هو لايغفل مطلقاً بل لابد له من حضرة يشهدها . فاذا خلق العارف بهمته ما خلق و له هذه الاحاطة ظهر ذلك الخلق بصورته فى كل حضرة و صارت الصور يحفظ بعضها بعضاً . فاذا غفل العارف عن حضرة ما او حضرات و هو شاهد حضرةً ما من الحضرات حافظ لما فيها من صورة خلقه انحفظت جميع الصور يحفظه تلك الصورة الواحدة فى الحضرة التى ما غفل عنها . . . 7 . از مجموع آنچه در اينجا و ورقه هاى معجزه و خرق عادت گفتيم معلوم شد كه اولًا قوه و مبدأ اثر و حركت را نبايد منحصر كرد به قواى مادى از قبيل جاذبه ، الكتريسيته ، مغناطيس كه فيزيك آنها را مىشناسد و حتى نبايد منحصر كرد به قواى ناميه ، مولَّده ، غاذيه كه زيست شناسى آنها را مىشناسد و احياناً انرژى حياتى را نوعى خاص از انرژى مىداند . نفسانيات انسان از قبيل فكر ، اراده ، تعقل ، شعور باطن نيز نوعى قوا هستند و مبدأ اثر مىتوانند باشند . ثانياً اين قوه ها در عموم افراد مردم وجود دارند و در حال عادى هم اثر خود را نشان مىدهند . در حال سلامت ، اينكه انسان در اثر خبر ناراحت كننده و مكروه ناراحت مىشود و فعاليتهاى بدنش شكل ديگر مىگيرد و با تصور غلبه ، بدن داغ مىشود و سبك مىشود و با تصور محبوب و معشوق مثل اين است كه برقى در سراسر بدن عاشق جريان پيدا مىكند ، همه نشانهء آن است كه تصورات نفسانى تنها انفعالات نيستند ، فعال نيز مىباشند ، نشان مىدهد كه روح نيز مانند بدن مؤثر است و ايندو در يكديگر تأثير متعاكس دارند . و همچنين بيماريهاى خاص روانى كه اعصاب در كمال سلامت از كار باز مىايستند و با خاصيت روانى از قبيل تلقين به كار مىافتند و يا اينكه - همچنان كه شيخ در اسرارالآيات نقل مىكند - يك نفر در طول يك ماه يا بيشتر غذا نمىخورد و مانع جذب و دفع بدن مىشود ، همه