مرتضى مطهري

192

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

الخلقة و الايجاد على وتيرة واحدة و نسق منتظم . 9 . از جمله مسائل اين است كه آيا معجزه كار خداست و پيغمبر يك پردهء نمايش است و اراده و قدرت پيامبر دخالتى ندارد ، يا فعل پيغمبر است از آن جهت كه پيغمبر وجود حقانى و الهى پيدا كرده است و مصداق * ( « كنت سمعه الذى يسمع به و بصره الذى يبصر به و يده الذى يبطش بها » است ؟ بعضى به استناد اينكه در قرآن از معجزه به « آيه » تعبير كرده است همچنان كه از همهء مخلوقات به « آيه » تعبير كرده است ، گفته‌اند معجزه فعل خداست نه فعل پيغمبر ، و معنى معجزه اين است كه ايها الناس ! ببينيد خداوند همانطور كه به من وحى مىفرستد ، به دست من و بدون دخالت من موجودى خلق مىكند . ولى اين مطلب صحيح نيست . اينجا آيه بودن به معنى اين مىشود كه كارى است كه خدا كرده نه بنده و نوعى تقسيم كار است ميان خدا و بنده ، ولى دلالتش بر نبوت و رسالت روشن نيست . خداوند هميشه در كار خلق و ايجاد است و دلالت اين كارش خارج از نظام كارهاى ديگرش ، چه دلالت واقعى بر رسالت و نبوت دارد ؟ اين دلالت از آن نوعى است كه در تفسير البيان ، صفحه 46 [ آمده ] كه پادشاهى سفيرى مىفرستد و سفير براى اثبات سفارتش مىگويد علامتش اين است كه فردا شاه براى تبريك و تحيت من مىآيد از نوع تحياتى كه به همه سفرا مىكند ، و پادشاه هم بداند كه او به مردم اينطور گفته و مع ذلك بيايد . اين آمدن ، علامت تأييد است و الَّا اغراء به جهل است و قبيح است . اين بيان فرع بر اين است كه كارى كه به عنوان معجزه مىشود ، كار بشر نباشد و كار خدا باشد . دلالتش از اين جهت است . پس در حقيقت طبق اين بيان ، دلالت معجزه بر اثبات رسالت يك دلالت قراردادى است نه يك دلالت ذاتى و طبعى ، از قبيل قرارداد اينكه شخصى مىگويد اگر من در مجلسى حاضر شدم