مرتضى مطهري
132
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
ديگر نخواهد گذاشت او به ثمر برسد ، كارى عبث است . مثلًا كسى كه مىداند اين زمين به وسيلهء خودش يا عامل ديگر زمين مورد نظر زير و رو مىشود و در عين حال كشت كند ، كار عبثى انجام داده است . يا مثلًا براى كودك در رحم ، اعضا و جوارحى از چشم و گوش و دست و پا و ريه و مغز و اعصاب ادراكى ساخته مىشود كه در خود رحم به كار نخواهد آمد . اگر جريان كلى و طبيعى كار - نه جريان قسرى و موت اخترامى - [ به شكلى باشد ] كه كودك در همان رحم حياتش پايان يابد ، يعنى او كه حيات گياهى دارد در همان رحم هم به آخرين مرحلهء حيات برسد ، خلق اعضا و جوارح در او عبث است . والَّا اگر بنا باشد كه موجودى مانند انسان مجهز به تجهيزاتى براى همين حيات باشد و بس و جريان طبيعى حياتش را طى كند ، طبعاً قوه هايش به فعليت رسيده و ديگر عبث نيست . جريانهاى قسرى و اخترامى براى افراد ، مضر به غايت طبيعى نيست . تعريف عبث : به عبارت ديگر - همچنان كه اشاره شد - عبث و بالنتيجه حكمت را دوگونه مىتوان تعريف كرد : يكى اينكه عبث يعنى فعلى كه غايت معقول كه عقل حكم به بايدِ آن غايت بكند نداشته باشد ، و حكمت عبارت است از نقطهء مقابل آن . مىتوان گفت كه حكمت به اين معنى از مختصات بشر است كه با عقل عملى كار مىكند و در كارهايش بايد و نبايد و حسن و قبح عقلى مؤثر است و اين علوم عملى برايش در حكم ابزار است ( 1 ) . اما در خداوند ، حكمت به اين معنى صادق نيست . معنى دوم عبث همان است كه شرح داديم ، يعنى كارى هويتش اين باشد كه براى غايتى است و آنگاه هميشه از غايت اصلى خودش معوّق بماند و اين چيزى است بر خلاف عنايت . اينجاست كه حكمت و عنايت با هم متحد مىشوند و بايد گفت :
--> ( 1 ) رجوع شود به تفسير الميزان ، جلد 14 ، صفحات 292 - 298 ، ذيل آيهء * ( لايسئل عما يفعل ) * ، بحث مؤلف و حاشيه اى كه ما بر آنجا نوشتهايم .