مرتضى مطهري

130

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

اين بهار نو ز بعد برگريز هست برهان بر وجود رستخيز آتش و باد ابر و آب و آفتاب رازها را مىبرآرند از تراب در بهاران سرّها پيدا شود هرچه خورده است اين زمين رسوا شود بردمد آن از دهان و از لبش تا پديد آيد ضمير و مذهبش چيزى كه هست - همچنان كه در دفتر « مبدأ و معاد » گفته‌ايم - ما نبايد چنين تصور كنيم كه حتماً امر قيامت در يكى از بهارهاى زمين ما كه از حركت انتقالى وى به دور خورشيد پيدا مىشود رخ خواهد داد ، زيرا با توجه به اينكه امر قيامت مقارن است با نابودى و خاموشى همهء اين چيزها از طبيعت كه ما مىشناسيم و پس از آن حياتى در زمين و يا در جهان آغاز مىگردد كه نتيجه اش زنده شدن انسان است و بس ، مىتوانيم حدس بزنيم كه در نظام و مدار بزرگترى تجديد حيات مىشود كه براى ما قابل تصور نيست . مَثَل ما در داخل اين نظام محدود كه هستيم از كجا كه مثل آن كرم چوب و آن عنكبوت خانه و آن پشهء باغ نباشد كه مولوى آورده است : كرم كاندر چوب زاييده است حال كى بداند چوب را وقت زوال آدمى داند كه خانه حادث است عنكبوتى نى كه در وى عابث است پشّه كى داند كه اين باغ از كى است كو بهاران زاد و مرگش در دى است هرچند مولانا اين تمثيلها را براى محدود بودن و محاط بودن و نسبى بودن فكر بشر نسبت به آغاز جهان ذكر كرده است ، ولى همين محدوديت و نسبيت دربارهء پايان جهان نيز هست . قرآن مسئلهء تجديد حيات زمين را به عنوان رستاخيز كوچك