مرتضى مطهري

114

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

22 . حكما از قديم مىگفتند كه بدن حجاب روح است از نظر درك برخى لذات و آلام روحى و عقلى ( 1 ) . امروز مىگويند ضمير آگاه انسان حجابى است بر روى ضمير ناآگاه . اى بسا دردهاى عميق در ضمير ناآگاه پنهان باشد كه پرده اى بر روى آن كشيده شده و مانع بروز در ضمير آگاه است و احياناً با تغيير چهره و با ماسك در ضمير ظاهر آشكار مىشود و در حقيقت مخفيانه و قاچاق از مرز مىگذرد . 23 . همچنان كه در عالم رؤيا آنچه بر انسان ظهور مىكند از امور لذت بخش و يا موذى و موحش غالباً از باطن خودش به ظاهر مىآيد ولى احياناً تأثيرى است كه از غيب و ملكوت بر او شده است مانند رؤياهاى صادقه ، در عالم پس از مرگ نيز چنين است با اين تفاوت كه در آنجا آنچه بر انسان وارد مىشود بيشتر جنبهء عينى و خارجى و بيرونى دارد ، زيرا به هر حال روح منتقل شده از اين دنيا به آن دنيا و حجاب بدن و تعلقات بدنى زايل شده است . به قول حافظ : حجاب چهرهء جان مىشود غبار تنم خوشا دمى كه از اين چهره پرده برفكنم 24 . براى مثالِ اينكه در عالم رؤيا باطن انسان ظهور مىكند ، داستان مرحوم آخوند ملاجعفر داستان خوبى است كه گفته بود با همهء لعن و نفرينها نسبت به عمر ، يك شب او را خواب ديدم كه با جلال و دبدبه با اصحاب خودش مىآمد ، فوراً آستين عبا را كشيدم و تعظيم كردم و تا سرحد ركوع خم شدم . بعد گفته بود خوب شد كه در آن زمان نبوديم . من مىگويم هرچند در آن زمان نبوديم ، ولى اين رؤيا پرده برمىدارد از اينكه ضديت با عمر تلاعب ضمير آگاه است و شما به حالى هستيد كه اگر الآن شبه عمرى پيدا شود باز آستين عبا مىكشيد و تا سرحد ركوع خم مىشويد .

--> ( 1 ) رجوع شود به اشارات ، نمط هشتم .