مرتضى مطهري
113
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
سه موطن مرا خواهى يافت . ( صفحهء 181 ) 18 . مسئلهء عديله و شياطين ، داستان مرحوم پدر شاه آبادى ، و مسئلهء تأثير تلقين و مسئلهء ايمان مستقر و مستودع 19 . روى انه صلى الله عليه و آله يوم بدر كان ينادى المقتولين و يقول : * ( هل وجدتم ما وعد ربكم حقاً ؟ ) * فقيل : يا رسول الله ، انهم اموات فكيف تناديهم ؟ فقال صلى الله عليه و آله : * ( انهم اسمع منكم ) * ( صفحهء 217 ) * ( . الناس نيام . . . ) * ( ر . ك : نمرهء 4 و 20 ) 20 . رابطهء ميان ملكات باطنى و آنچه عندالموت ظهور مىكند ، و اينكه انسان سه چهره دارد و اينكه چهرهء واقعى انسان در عالم رؤيا ظاهر مىشود و اينكه چهرهء ظاهر كه همان قيافهء مركَّب از زبان و نگاه و ابرو و غيره است ماسكى است بر چهرهء ضمير و حتى چهرهء ضمير نيز چهرهء واقعى نيست ، بلكه ماسكى بر چهره دارد و انسان خود بر خود مشتبه مىشود و چهرهء واقعى چهرهء شعور ناخودآگاه و باطن ماست . آن شعور ناخودآگاه همان است كه در رؤيا بر ما ظاهر مىشود كه رؤيا معيار خوبى است از نظر اخلاقى براى كشف آن . ديگر اينكه حوادث تند كه محرك عقده هاى درونى است نيز آزمايش خوبى است كه « نفست اژدرهاست او كى مرده است - از غم بىآلتى افسرده است » و شايد معنى * ( « الناس نيام و اذا ماتوا انتبهوا » اين است كه حكومت چهرهء واقعى انسان نمودار مىگردد . ( ر . ك : نمرهء 4 و نمرهء 19 ) 21 . اينكه آنچه در عالم ديگر - كه ظهور ملكات عميق باطنى است - مىخواهيم و اراده مىكنيم غير آن چيزى است كه در عالم دنيا مىخواهيم . در عالم دنيا تابع شعور آگاه خود هستيم و در آنجا تابع شعور ناخودآگاه كه من واقعى ماست ، همچنان كه در عالم رؤيا انتخاب و اختيار مىكنيم ، ولى آن انتخاب و اختيارها با انتخاب و اختيارهاى بيدارى ما فرق دارد و آن انتخاب و اختيارها بيشتر از عمق ذات ما برمىخيزد نسبت به اختيارها و انتخابهاى بيدارى ما . ( ر . ك : نمرهء 4 و 19 )