مرتضى مطهري
91
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
فانى شدن زن در مرد بچرخد . در صفحهء 87 كه از تفسير الميزان دربارهء نظر اسلام دربارهء هويت زن نقل كرديم ، در اين جهت مشروحاً بحث شد و همچنين در صفحهء 80 و 81 در اين جهت بحث شد . چيزى كه به طور قطع و مسلم مىتوان گفت اين است كه در اسلام تفاوت ميان زن و مرد مبنى بر اساس اينكه زن براى مرد آفريده شده است يا مبنى بر اينكه استعداد مقدسى در مرد هست كه در زن نيست ، وجود ندارد . تفاوت زن و مرد آيا شرايط حقوقى و قانونى زن و مردمشابه است يا متفاوت ؟ : مرحلهء ديگر بحث در اين است كه آيا ميان مرد و زن در خلقت جسمى و روحى تفاوتهايى هست يا نيست ؟ يا تفاوت منحصر است به جهاز تناسلى و بس ؟ و اگر تفاوتهايى هست آيا از نظر فلسفهء قانون ، اين گونه تفاوتها منشأ تفاوتهاى قانونى ( نه تبعيض قانونى ) مىشود يا نمىشود ؟ و به عبارت ديگر ، آيا شرايط طبيعى و قانونى زن و مرد در طبيعت يكى است و قهراً لازمهء عدالت قانونى اين است كه همهء افراد بشر از لحاظ تكاليف و مجازاتها و حقوق مساوى باشند ؟ يا اينكه شرايط طبيعى جسمى و روحى مساوى نيست و قهراً لازمهء عدالت قانونى اين است كه رعايت مساوات بشود در شرايط مساوى و اما در شرايط غير مساوى ، هم تكاليف متفاوت مىشود * ( ( لايكلف الله نفساً الَّا وسعها ) ) * و هم مجازاتها و هم حقوق . البته جواب اين است كه هم بين مرد و زن در خلقت جسمى و روحى تفاوتهايى هست ( 1 ) و هم تفاوت در خلقت و صلاحيتها منشأ تفاوتها در تكاليف و در مجازاتها و در حقوق است . در تكليف و مجازاتها كه واضح است مقدرت جسمى و روحى بايد در نظر گرفته شود . در حقوق نيز هرچند بايد بين افراد متفاوت امكانات مساوى باشد ( 2 ) و ( 3 ) ولى ممكن
--> ( 1 ) در اينجا دو مسئلهء فلسفى ديگر هست : يكى اينكه آيا در طبيعت هدف هست و ما بايد در قوانين خود از طبيعت از جنبهء غايى الهام بگيريم ؟ ديگر اينكه فرضاً اصل علت غايى را نپذيريم كه مربوط به هدف و آينده است ، وضع حاضر را در قانون بايد بپذيريم . طبيعت را نمىتوان ناديده گرفت . ( 2 ) تفاوت در حقوق مثل تفاوت كودكان و سفها با ديگران در حق استفاده از مال و تصرف در آن ، يا حق قضاء و افتاء . پس حتى لازم نيست هميشه ميان افراد امكانات قانونى متساوى هم باشد ، مگر اينكه بگوييم حقوق نامبرده فعليت است نه امكان كماهوالحق . ( 3 ) در يادداشتهاى حقوق زن گفتهايم كه حقوق از استعداد و نوع مسير تكاملى طبيعى انتزاع مىشود . رجوع شود .