مرتضى مطهري

50

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

روى چون تا دم در ، ناشكيبا شتابد از اثر بيچاره مادر به مكتب چون روى تا بازگردى بود چشمش به در بيچاره مادر اگر يك ربع ساعت دير آيى شود از خود بدر بيچاره مادر نبيند هيچ كس زحمت به دنيا ز مادر بيشتر بيچاره مادر تمام حاصلش از عمر اين است كه دارد يك پسر بيچاره مادر ايضاً : محبت مادر : داد معشوقه به عاشق پيغام كه كند مادر تو با من جنگ هركجا بيندم از دور كند چهره پرچين و جبين پرآژنگ با نگاه غضب آلود زند بر دل نازك من تير و خدنگ از در خانه مرا طرد كند همچه سنگ از دهن قلماسنگ مادر سنگدلت تا زنده است شهد در كام من و توست شرنگ نشوم يكدل و يكرنگ تو را تا نسازى دل او از خون رنگ گر تو خواهى به وصالم برسى بايد اين ساعت بىخوف و درنگ روى و سينهء تنگش بدرى دل برون آرى از آن سينهء سنگ