مرتضى مطهري
471
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
يونانى وابسته به يك شهر را كه از حقوق شهرىگرى برخوردار مىشد هيچ كس نمىتوانست مورد تجاوز قرار دهد . واحدهاى سياسى در يونان قديم بر خلاف امروز كه كشور و همهء افراد يك كشور است ، سيته و يا پوليس بود . منظور از پوليس ، يك شهر بزرگ با آباديهاى پيرامون آن بود مانند آتن و دلف و اسپارت . هركدام از اين شهرها مركز حكومتى بود به دست مردم و براى مردم ، منتها دو شهر آتن و اسپارت هركدام مظهر يك نوع حكومت ملى قرار گرفتند كه در مورد آتن با حكومت دموكراتيك امروز و در مورد اسپارت با حكومت فاشيست كمابيش قابل تطبيق بود ( 1 ) وطن پرستى براى اين مردم بالاترين فضايل و حتى مظهر و مبناى تمام فضايل ديگر بود ( 2 ) . در يونان باستان مصالح عامه با مصالح خصوصى هميشه در يك خط سير مىكرد . اگر در يونان كسى از نظر ملى و كشورى كافر مىشد يعنى در اقدام به وظايف ملى قصور مىورزيد ، نه تنها در وطن خود حق زندگى نداشت بلكه تمام علايق شخصى و خانوادگى و تجارتى او از هم گسسته مىشد و حتى علايق پدرى و فرزندى و مالكيت و غيره هم براى او از بين مىرفت ( 3 )
--> ( 1 ) از اينجا معلوم مىشود كه كلمهء تمدن كه ترجمهء مطابق كلمهء پوليتيك است درست همان مفهوم شهرىگرى را دارد ، و معلوم مىشود چرا كلمهء شهرىگرى انتخاب شد . ( 2 ) لازمهء حكومت مردم بر مردم و محفوظ بودن حقوق همه و حافظ بودن جامعه حقوق افراد را ، وطن پرستى است زيرا : * ( خير البلاد ما حملتك . ( 3 ) اين قسمت به ياد مىآورد داستانهايى از گنهكاران صدر اسلام را كه با اعراض رسول اكرم - و به تبع - مؤمنين از آنها ، زمين و آسمان بر آنها تنگ مىگشت و سر به بيابان مىگذاشتند : * ( و على الثلاثة الذين خلفوا حتى اذا ضاقت عليهم الارض بما رحبت ) * . رجوع شود به ورقه هاى توبه ، حكايتهاى توبه كاران .