مرتضى مطهري

401

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

زهد ، عصيان و شورش عليه هواهاى نفسانى است : 18 . زهد به تعبير ديگر نوعى عصيان و شورش عليه هواهاى نفسانى و تمايلات شهوانى و زندان شهوات است . زهد خراب كردن زندان هواها و شهوات حيوانى و نفسانى است ، نه شورش عليه بدن به عنوان زندان . جملهء مولاى متقيان كه در ورقه هاى رياضت نقل كرديم : * ( اعزبى عنى فوا لله لااذلّ لك فتستذلَّينى و لا اسلس لك فتقودينى و ايم الله . . . لاروضنّ نفسى رياضة . . . ) * ناظر به اين جهت [ است ] كه امر داير است ميان دو حاكميت و محكوميت : يا حاكميت شهوات و ماديات مثلًا حاكميت پول ، زن ، مقام ، و يا حاكميت انسان بر اينها . رجوع شود به ورقه هاى انسان ايده آل . آنچه مسلَّم است اين است كه بشر از قديم الايام احساس مىكرده است كه اگر تسليم هوا و هوس و شهوات خود بشود به نوعى اسارت و ذلت تن داده است و دانسته است كه اين اسارت برايش گران تمام مىشود . اين است كه در خود احساس كرامت و شرافت ذات كرده و خود را از اين اسارت و ذلت نكبت بار رهانيده است . به تعبير اميرالمؤمنين نخواسته است رام ماديات باشد و مهار خود را به دست دنيا بدهد ، نخواسته است سَلِس القياد [ باشد ] و به اين وسيله خود را خوار و ذليل و ضعيف سازد ، خواسته است با يك حركت خود را از قيد نفس آزاد سازد و به خود آزادى معنوى بدهد . 19 . مولوى ، مثنوى صفحهء 602 ، سطر 11 : جان شرع و جان تقوا عارف است معرفت محصول زهد سالف است زهد اندر كاشتن كوشيدن است معرفت آن كشت را روييدن كذا است ( 1 ) ايضاً صفحهء 488 ، سطر 25 : سير عارف هر دمى تا تخت شاه سير زاهد هر مهى يكروزه راه

--> ( 1 ) اين بيت همان فلسفهء معنوى و روحى زهد را بيان مىكند .