مرتضى مطهري

397

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

لذت باشد در هم شكسته شود . عليهذا اين مكتب دروغ و ظلم و خيانت و خودپرستى را تجويز مىكند . در يونان قديم اپيكوريان تابع اين مكتب بودند و كلبيون برعكس بودند . اشكال بر زهد : 6 . از جمله خصايص زهد گفته‌اند اين است كه موجب اعراض از زندگى است ، يعنى با توليد و سازندگى و تمدن كه براساس عشق به زندگى و توسعه و پيشرفت آن است ناسازگار است . 7 . از قرنها پيش كه تاريخ آن معلوم نيست ، اين نكته بر بشر روشن شده كه نه سعادت و نه فضيلت در اين نيست كه آدمى بندهء شهوات و خواسته هاى نفس باشد براى وصول به سعادت و فضيلت و كمال انسانى بايد بر نفس و هواهاى نفسانى مسلط شد و بر آنها حكمروايى كرد و براى وصول به اين مقصد كه اثرش آرامش كامل و بيرون رفتن از نگرانى فنا و نيستى و از نگرانيهاى ناشى از نرسيدن به مطلوبهاى دنيوى است و بالاخره وصول به سعادت ابدى است ، رياضتها را تجويز كرده‌اند . 8 . رجوع شود به كتب تاريخ فلسفه و كتب تاريخ اديان راجع به چهار اصل معروف بودا . رابطهء روح و بدن رابطهء كودك و دبستان است نه زندانى و زندان : 9 . مانويان نيز معتقد بوده‌اند كه نفس از عالم نور است و در ظلمت تن گرفتار شده و بايد از اين زندان آزاد شود و آزادىاش جز با رياضتها و تحميل سختيها و مشقتها ميسر نيست . بايد مقايسه شود ميان اين مكتب و مكتبى كه بدن را مدرسهء نفس مىداند نه زندان معتقد نيست كه نفس در حالى كه كمال يافته بود در بدن زندانى شد ، بلكه معتقد است نفس براى آنكه به كمال لايق خود برسد به مدرسهء بدن و تن و دنيا آمده است ، پس رابطه رابطهء دانش آموز و مدرسه است نه رابطهء زندانى و زندان . دانش آموز در مدرسه محدوديتها توأم با تشويقها دارد ، اما زندانى محكوم به مجازات است و زندانى كه خود را بىتقصير زندانى مىداند كوشش دارد زندان را بشكند و از قفس پرواز كند . در تعبيرات شعراى ما از زندان تن يا قفس تن يا چاه تن كه