مرتضى مطهري
381
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
پس در اينجا به دو فلسفهء زهد اشاره كرديم : يكى زهد به خاطر حفظ عزت و كرامت و آزادى در مقابل افراد ديگر است ، به خاطر حفظ آبرو و حيثيت است ديگر زهد به خاطر آزادى و آمادگى در حركتهاى اجتماعى است . زهد و ايثار : فلسفهء ديگر زهد ايثار است ( 1 ) . ايثار - يعنى غير را بر خود مقدم داشتن - يكى از عاليترين شئون انسانى است . اين فلسفه در جاهايى است كه يك سلسله انسانهاى نيازمند وجود داشته باشند و خدمت به بشريت ايجاب كند كه انسان از ماديات صرف نظر كند و به ديگران ببخشد ( * ( و يؤثرون على انفسهم و لوكان بهم خصاصة ) * ) . ما وقتى كه افرادى را مىبينيم كه ديگران را سير و پوشيده و صاحب خانه و زندگى و مسكن مىكنند و خود به ته نانى قناعت مىكنند ، آنها را انسانهايى بزرگ و پرشكوه مىبينيم ( 2 ) . بديهى است كه اين فلسفه در همهء زمانها يكسان نيست ، به خلاف فلسفهء آزادى از منت و يا آزادگى و سبكبالى كه در همهء زمانها به كار مىخورد . فلسفهء ديگر صِرف همدردى است ( 3 ) يعنى كارى ممكن است از انسان ساخته نباشد ولى حداقل اين است كه مىتواند با تمكَّن از تجمل و وسعت زندگى ، خود را همرنگ ديگران بكند . فلسفهء فقيرانه زندگى كردن امير عليه السلام خصوصاً در ايام خلافت همين است ، چنان كه خود آن حضرت نيز اشاره كرد و فرمود : ان الله تعالى فرض على ائمة العدل ان يقدروا انفسهم بضعفة
--> ( 1 ) رجوع شود به صفحهء 385 و ورقه هاى ماهيت و هدف و فلسفهء زهد . ( 2 ) هميشه افرادى بودهاند كه خواب شب را بر خود حرام كردهاند تا ديگران توانستهاند راحت بخوابند ، رختخواب گرم و نرم را رها كردهاند تا ديگران در بستر نرم آرميدهاند ، شكم خود را گرسنه و تنهاى خود را برهنه داشتهاند تا شكم ديگران سير و تن آنها پوشيده شده است . ( 3 ) رجوع شود به صفحهء 386 و به ورقه هاى ماهيت و فلسفهء زهد .