مرتضى مطهري
358
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
پيمان طبيعى بايد از طبيعت پيروى كرد و چنان كه مكرر گفتهايم روابط زوجين مكانيسم مخصوص به خود دارد . جريان انفصال تابع جريان اتصال است : طبيعت ، اتصال و وحدت زوجين و همچنين انفصال و جدايى آنها را روى جريان مخصوصى قرار داده است . همان طورى كه اتصال آنها براساس طلب از مرد و مطلوبيت از زن است ، براساس مركزيت زن و گردش مرد به دور اوست ، جدايى آنها نيز جريان مخصوص به خود دارد . اسلام مىخواهد روح استغنا و بىنيازى ، هم در وصل و هم در فصل محفوظ بماند . 22 . يك فكر بسيار كوتاه و كم عمقى كه شايستهء مردم اين مرز و بوم با آن سوابق فلسفى و فكرى و تاريخى نيست ، اين است كه عقد ازدواج يكى از عقود داير ميان افراد بشر است . طرفين عقد به حكم اصل تساوى انسانها بايد از مزايا و حقوق متساوى و متشابهى برخوردار باشند و به حكم اصل آزادى افراد بايد هر طرف حق فسخ ( و يا اقاله ) داشته باشد . اشتباه اين آقايان در دو مرحله است : يكى اينكه تفاوتى كه ميان عقد ازدواج - كه براساس پيوند طبيعى است و بايد رموز طبيعت در آن رعايت شود - با پيمانهايى كه صرفاً قراردادى است و زندگى اجتماعى آنها را به بشر تحميل كرده است [ وجود دارد ] درك نكردهاند . علت اينكه اسلام ميان عقد نكاح و همهء عقود ديگر تفاوتهايى قائل است ، همه ناشى از جنبهء طبيعى بودن آن است . مرحلهء دوم اين است كه خيال كردهاند كه در عقود تنها جنبهء حقوق فردى حكمفرماست ، از حق اجتماع غافلند . عقد ازدواج گذشته از جنبهء طبيعى داراى جنبهء اجتماعى فوق العاده نيرومندى است كه طرفين ازدواج به حكم وظيفهء اجتماعى بايد در اينجا به وظيفه بيش از حقوق توجه داشته باشند . 23 . شاعر عرب مىگويد : فلو قبل مبكاها بكيت صبابة شفيت النفس قبل التندّم و لكن بكت قبلى فهيّج لى البكا بكاها فقلت الفضل للمتقدم