مرتضى مطهري
349
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
دلخوش است كه اگر مرد هوس طلاق مىكند و موفق مىشود ، زن هم اين هوس را مىكند و موفق مىشود ، دلخوش است كه اگر مرد بى عفتى مىكند زن هم بىعفتى مىكند ، حتى توجه ندارد كه هوس مرد و بىعفتى او را افزايش مىدهد . دنياى امروز سرگرم و دلخوش و ديوانهء لغت « تساوى » است اما در چه ؟ ديگر در اين جهت فرق نمىكند كلمهء « دوش به دوش مردان » ، كلمهء « مانند مردان » ، كلمهء « برابر با مردان » صدق كند كافى است اما در چه جهت ؟ آيا در علم ، در فضيلت ، در تقوا ، در شخصيت ، در حريت فكر و اراده ؟ ! نه ، بلكه در زورگويى ، در عصيان ، در بىعفتى ، در بىاحترامى به حيثيت خانوادگى . 17 . در روح القوانين صفحهء 441 تحت عنوان « طلاق زن و رها كردن او » مىگويد : فرق بين طلاق زن و رها كردن او اين است كه طلاق بر طبق رضايت طرفين صورت مىگيرد و وقتى زن و شوهر نخواستند با هم زندگى كنند از هم جدا مىشوند ، لكن رها كردن بر طبق ميل و ارادهء يك طرف صورت مىگيرد بدون اينكه ميل و ارادهء طرف ديگر در آن مداخله داشته باشد . به طور كلى قانونى كه اختيار رها كردن را به شوهر واگذار نموده قانون سختى است ، زيرا شوهر به هزار وسيله مىتواند زن را در خانه مطيع و فرمانبردار نمايد بدون آنكه ناچار به رها كردن شود ولى زن خيلى كم مىتواند به وسيلهء رها كردن ، شوهر را به راه راست وا دارد چه آنكه زنى كه شوهر خود را ترك كرد غالباً بدبخت مىشود . عجب استدلالى ! اين استدلال دليل اين است كه خوب است طلاق را به عنوان يك وسيلهء تأديب در اختيار مرد قرار داد و اما زن نمىتواند از اين اختيار براى آن منظور استفاده كند ، پس اين وسيله را