مرتضى مطهري

270

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

نه جنبهء كمّى . ريشهء همهء اينها دو جنسى بودن خود زن و مرد است ، كه دوجنسى يعنى اختلافات كيفى اين دو جنس در چه حدودى است ؟ آيا تنها در اعضاى تناسلى و وظايف اين اعضاست ؟ زن مردى است كه فقط در رحم خود بچه مىپرواند ، و به قول آن خانم انگليسى اختلاف زن و مرد در يك عضو كوچك است و بس يا به قول الكسيس كارل در هر سلول زن نشانه اى از جنس او هست ؟ ما در ورقه هاى زن از نظر اسلام گفته‌ايم كه تفاوت طبيعى زن و مرد كه آنها را دو جنس كرده جنبهء كيفى دارد نه كمّى ، لااقل بيشتر جنبهء كيفى دارد و اختلافات كمّى نيز وابسته به اختلافات كيفى است و لهذا نبايد يكى از ايندو را جنس كامل و ديگرى را جنس ناقص ناميد ، بلكه دو جنس مكمل يكديگرند . بدون شك زن و مرد دو شاخه از نوع انسانند ، در آنچه ملاك انسانيت است و شرفهاى انسانى وابسته به آن است با هم مشتركند و در حقيقت در كمالاتى كه انسان را از حيوان متمايز مىكند از قبيل استعداد عقلى و علمى ، دينى و عبادتى ، اخلاقى و عاطفى مانند يكديگرند . حقوق و تكاليف و مجازاتها و اخلاق و تربيت آنها تا حدودى كه مربوط به جنبه هاى مشترك انسانى آنهاست بايد متشابه و همانند باشد . همان طورى كه يك درخت كه داراى دو شاخهء بزرگ است ، از لحاظ تنه يك جور است و سپس منقسم به دو شاخه مىشود ، زن و مرد دو شاخه از درخت انسانند . حقوق و تكاليف و مجازاتها و اخلاق و تربيت آنها مسلماً از لحاظ تنه واحد است . بحث در دو شاخه اى بودن و دوشاخه اى نبودن آنهاست . اخلاق يك جنسى است و تربيت دو جنسى : به نظر ما اخلاق يك جنسى است و تربيت دو جنسى . به عبارت ديگر ، تربيت اخلاقى يك جنسى است و تربيت اجتماعى دو جنسى . به عبارت ديگر ، خُلق مطلق است و يك جنسى ولى مهارت نسبى است و دو جنسى