مرتضى مطهري
192
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
بگوييم زن و مرد هر دو انسانند و انسانها همه داراى حقوق مساوى مىباشند ، پس زن و مرد داراى حقوق متساوى مىباشند . زيرا قدر مسلَّم اين است كه زن و مرد هر دو انسانند و باز قدر مسلَّم اين است كه زن و مرد هر دو بالطبع داراى حقوقى هستند و هم قدر مسلَّم اين است كه امتياز و رجحان حقوقى در كار نيست ، اما طبيعت كه اعطاكنندهء اين حقوق است مرد را مرد و زن را زن آفريده است و تفاوتى كه ميان آنها ايجاد كرده تنها در جهاز تناسلى نيست ، انواع تفاوتها در جسم و روح و استعدادهاى كمالى ميان آنها قرار داده است و طبيعت در اين تفاوتها هدف دارد ، بى هدف كار نكرده است . اكنون بايد ببينيم طبيعت كه مرد و زن را انسان آفريده است و به هر دو جنس حقوق انسانى اعطا كرده است ، آيا اين حقوق را به نحو متشابه و يكسان و يكنواخت اعطا كرده است يا يكنواخت و متشابه اعطا نكرده است ( 1 ) . پس مرجع اصلى طبيعت است ، از طبيعت بايد استفتا كرد . براى بسيارى از ساده دلان ، يگانه مرجع صلاحيتدار در اين مسائل گروهى از افراد بشر هستند كه مثلًا اعلاميهء جهانى حقوق بشر را تنظيم كردهاند و چون امروز به همهء جهان سيادت و حكمرانى دارند ، ديگران را - خصوصاً مردم استعمار زدهء مشرق - نرسد كه در آنچه آنها گفتهاند چون و چرا كنند ، هرچند خود آنها عملًا نيم جو به حقوق بشر ايمان ندارند و اعلاميهء جهانى حقوق بشر از نظر آنها وسيلهء جديدى است براى پامال كردن حقوق بشر . اما ما به نام همان حقوق بشر براى خود حق چون و چرا قائل هستيم و به جاى آنكه آنهارا مرجع بشناسيم طبيعت را كه كتاب گوياى الهى است مرجع
--> ( 1 ) اين نظير اين است كه پدرى دو فرزند دارد و به هر دو متساوياً علاقه مند است . اين پدر تجارتخانه و كاروانسرا و پاساژ و ملك مزروعى دارد ، مىخواهد فرزندان خود را متساوياً و بدون هيچ ظلمى مورد محبت قرار دهد و به آنها ارث برساند . يك وقت هست همه را ميان هر دو مشاعاً تقسيم مىكند ، يك وقت هست مىفهمد استعدادهاى آنها متفاوت است ، به يكى تجارت و به يكى زراعت وا مىگذارد .