مرتضى مطهري

153

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

مىدانند . عليهذا اختلاف مرد و زن تنها در شكل اندامهاى تناسلى و در شكل عمل تناسلى نيست . ج . تقريباً همهء اين اختلافات از لحاظ غايى براى اين است كه زوجين را بيشتر به يكديگر بپيوندد و براى اين است كه زمينهء ادامهء نسل بهتر فراهم شود . اختلافى كه به چنين ريشه اى وابسته نباشد حتى چيزهايى از قبيل عدم ابتكار در زن ، حوصلهء زن در امور جزئى ، علاقهء زن به تشريفات و سنن گذشته و امثال اينها ، على الظاهر مربوط است به علاقهء زوجيت و علاقهء نسلى . د . فلاسفهء غرب با اينكه اين اختلافات را ذكر كرده‌اند و شكل آنها را بيان كرده‌اند ، از جنبهء حقوقى و اجتماعى به اين نكته توجه نكرده‌اند كه اين اختلافات مىرساند كه اجتماع خانوادگى يك اجتماع طبيعى و غريزى است ، و اجتماع غريزى از لحاظ حقوق و شكل و وظايف و مقررات طبعاً با اجتماع مدنى متفاوت است و ايندو را نبايد باهم مقايسه كرد و يكى را مقياس كلى براى ديگرى قرار داد . حكومت انتصابى در خانواده : عليهذا سرّ حكومت انتصابى مرد در خانواده و لزوم اطاعت زن از او و حق تأديب مرد زن را ، در اين نيست كه قانون قراردادى به مرد امتياز داده است . طبيعت ضامن حسن اجراست : در اين است كه همهء اينها جنبهء غريزى دارد و خود طبيعت اگر درست رهبرى و هدايت شود حافظ و ضامن حسن اجراى اينهاست . آيهء * ( الرجال قوامون على النساء و و اللاتى تخافون نشوزهن فعظوهن و اهجروهن فى المضاجع و اضربوهن . . . ) * بيان حدود و حقوق يك اجتماع طبيعى و غريزى است . عليهذا اينكه يك نفر ، هم مدعى باشد و هم قاضى و هم مجرى حكم ، در اجتماع مدنى غلط است اما در اجتماع طبيعى نظير اجتماع زنبور عسل ، اجتماع پدرى و فرزندى درست است . خود عواطف طبيعى ضامن حسن اجراست . عواطف زن نمايندهء احتياج نوع است ( خانوادگى است ) : ه . اما شكلهاى اختلافات : از مجموع آنچه در ورقه هاى تفاوت مرد و زن ( 1 ) گفتيم معلوم شد كه ( 1 ) از لحاظ ادب جفت جويى ، مرد

--> ( 1 ) رجوع شود ايضاً به ورقه هاى زن در اسلام و ورقه هاى خانواده و ورقه هاى حقوق خانوادگى ، تفاوتهاى زن و مرد .