مرتضى مطهري

106

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

اينكه محبت زن و شوهر نسبت به يكديگر محفوظ بماند ، براى يگانگى آنها و تحكيم عواطف خانوادگى آنها و اينكه مرد زن دوست و زن شوهردوست باشد . زندگى خانوادگى غربى براساس احترامات ديپلماسى : ولى زندگى غربى براساس احترامات ديپلماسى است نه حقيقى . مَثَل ما و آنها از لحاظ محبت مَثَل سفرهء دهاتى و شهرى است . در سفرهء دهاتى ماده خيلى زياد است اما سر و صورت ندارد . سفرهء شهرى رنگين است اما بىماده ، يك ماست او را ندارد . در زندگى تجددى ، ژست محبت خيلى زياد است اما حقيقت محبت نيست . در زندگى شرقيها ژست محبت زياد نيست اما حقيقتش هست ( قصهء مزيّنى و سرهنگى كه به زنش نامه نوشت ، قصهء نريمان و فاروق ) . در اسلام خانواده كانون عيش و اجتماع كانون كار است اما در اروپا اجتماع كانون عيش و خانواده كانون خستگى : 4 . اسلام تدابيرى اتخاذ كرده است كه كانون عيش و خوشى و كامرانى مرد و زن فقط خانواده باشد ، نه شب نشينىهاى دسته جمعى ، نه كافه ها و رستورانها ، نه كلوپها . ولى در نظام جديد ، زندگى خانوادگى فقط مركز همكارى و هم خرجى و شركت است . به قول بهار : گر اسير خط و خالت شد دلم عيبم مكن مرغ جايى مىرود كانجاست آب و دانه اى . حل كنندهء مشكلات خانوادگى محبت است و براى اين محبت بايد معاشرت محدود باشد : در نظام خانوادگى اسلام ، آب و دانهء مرد و زن در همان آشيانه است و بس . از اين جهت به آشيانهء خود علاقه مندند . آنچه خير ديده‌اند و عيش كرده‌اند و خوش گذرانيده‌اند در آشيانه بوده و بس . اما در نظام فرنگى آشيانه فقط مركز زندگى و دفتر شركت است ، مركز عيش و خوشى نقاط خارج است . ما منازل وسيع مىسازيم و آنها باغ ملى وسيع ، زيرا ما عيشمان عيش خانوادگى است و عيش آنها عيش اجتماعى است . آنها اجتماع بزرگ را محل عيش و همكارى و هم عيشى قرار داده‌اند و خانه را مركز رفع خستگيهاى تعيش ( 1 ) ، و ما

--> ( 1 ) خانم براى بيرون خود را مثل طاووس مىآرايد و در خانه براى شوهر به بدترين وضعى ظاهر مىشود . اينها مثل كبوترهاى موسى بن جعفرند كه دانه را در آنجا مىخورند و فضله را در بقعه اى در بغداد مىاندازند . خانه براى اينها مثل بغداد براى آن كبوتران است . در اسلام لعنت شده زنى كه خود را براى مردان ديگر بيارايد و همچنين مردى كه خود را براى زنان ديگر بيارايد ، برعكس امر شده به تجمل هريك از مرد و زن براى همسر خود .