مرتضى مطهري

79

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

ايضاً مىگويد : فاما الزبد فيذهب جفاء و اما ما ينفع الناس فيمكث فىالارض كذلك يضربا لله الامثال . ايضاً مىفرمايد : * ( و ما ربك بظلَّام للعبيد . ) * اساساً اين طرز تفكر يك نوع به اصطلاح جهانبينى خاصى است كه با هسته مركزى و نقطه اصلى فلسفه اسلامى يعنى توحيد جور نمىآيد . اين گونه افكار ، متناسب با ماترياليسم و ماديگرى يا با ثنويت و دوگانه پرستى - كه در بعضى از فلسفه ها يا آيينها بوده است - مىباشد نه با توحيد اسلامى كه ايجاب مىكند اعتقاد به مبدأ حىّ عليم حكيم را . لازمه اين نوع جهانبينى خوشبينى و رضايت است . اين شعر سعدى نتيجه اين نوع جهانبينى است : به جهان خرم از آنم كه جهان خرم از اوست . . . در قرآن كريم البته به ازاى اين آيات كه خلقت آسمان و زمين را به حق و خالى از جور و ظلم و خالى از شر و بدى مىداند ، آياتى هست كه فنا و زوال و ناپايدارى دنيا و حقارت دنيا و ماديات را در قبال معنويات ، پستى دنيا را نسبت به آخرت ذكر مىكند ولى هيچ يك از دانشمندان اسلامى اين آيات را حمل بر مذمت اشياء و اعيان خارجى نكرده‌اند . بعلاوه خود قرآن به انواع و اقسام موجودات به عنوان يك امر مقدس قسم مىخورد گاهى به جماد قسم مىخورد : * ( والشمس و ضحيها و القمر اذا تليها . . . ) * گاهى به خود حركات اينها و آنچه از اين حركات مثل شب و روز پيدا مىشود : * ( والنهار اذا جليها والليل اذا يغشيها ) * . گاهى به نباتات قسم مىخورد : * ( والتين و الزيتون . . . ) * گاهى به حيوان قسم مىخورد : * ( والعاديات ضبحاً فالموريات قدحاً ) * . گاهى به انسان قسم مىخورد : * ( و نفس و ما سويها . ) * بنابراين جاى بدبينى باقى نگذاشته است و هيچ دانشمند اسلامى هم پيدا نشده كه آن جور تفسير كرده باشد . معمولًا [ درباره ] آنچه به اصطلاح به عنوان مذمت دنيا رسيده ،