مرتضى مطهري
585
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
البته در افراد عادى ، لازمه شيوه فردى و مستبدانه اين است كه فرد تمام دستورها و سياست لازم را خود به پيروان خود ديكته كند و به مشورت تن ندهد ، تشويق و يا توبيخ اتفاقى پيروان در درجه اول منوط به داورى و احساس شخصى خود او باشد و به قول ديباچه اى بر رهبرى ، صفحه 77 : رهبر خودسالار باشد . مشورت يا رهبرى همكارانه : و لازمه رهبرى مشورتى و همكارانه اين است كه رهبر راه حلهاى لازم را از خلال پيشنهادهاى پيروان خود كشف كند و به قول آن كتاب ، مردمسالار باشد . شخصيت دادن به پيروان و همكاران : ولى علاوه بر آنچه در بالا گفته شد ، يعنى قطعنظر از نياز رهبر به اينكه راه حلهاى مشكلات خود را از پيشنهادهاى پيروان خود كشف كند ، رهبرى مشورتى مستلزم شخصيت دادن به پيروان و به حساب آوردن آنهاست و هرگونه احساس حقارتى را از آنها زايل مىسازد و اين جهت بيشتر آنها را به همكارى و پيروى تشويق و نيروهاى آنها را بسيج مىسازد . شيوه غير از هدف است . ممكن است شيوه درست و هدف نادرست باشد و ممكن است عكس آن : در صفحه 78 توضيح مىدهد كه شيوه غير از هدف است . ممكن است كسى هدفش مقدس باشد ولى شيوه اش نامقدس و خودسالارى ، ممكن هم هست هدف نامقدس باشد ولى شيوه - كه مربوط به اجراست - مردمسالارى باشد . هدفنگرى يا پيرونگرى : 30 . در صفحه 81 بحث خوبى تحت عنوان « هدفنگرى يا پيرونگرى » باز كرده كه برخى از رهبران توجهشان فقط به هدف است و به پيرو توجهى ندارند و بالعكس . دسته اول فقط به كمال مطلوب مىانديشند و به خواستهاى فردى و تمايلات عاطفى و هوسهاى اختصاصى پيروان توجه ندارند و احياناً با خشونت با آنها روبرو مىشوند . رهبران هدفنگر و رهبران پيرونگر : دسته دوم به دست آوردن دل پيروان و جلب رضاى خاطر آنان را مهمتر از هر مقصود مىشمارند و چه بسا كه نيمه راه به همين سبب تغيير جهت داده از مسير اصلى و هدف اساسى خود منحرف شوند . مىگويد :