مرتضى مطهري

547

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

روحى است . همچنين داستان بوعلى و جوان عاشق وابسته به قابوس وشمگير نيز از اين قبيل است . 3 . رجوع شود به ورقه هاى يادداشت عبادات ، مكاتبه اى كه ميان فرويد و يونگ ، شاگرد مبرز او ، شده است درباره تأثير ايمان و عقيده مذهبى در بهبود بيماران ، و همچنين رجوع شود به كتاب تداوى روحى كاظمزاده . 4 . تمدن در حدود زيادى در عين اينكه نظم ايجاد كرده و كارها را آسان كرده ، آزادى و راحت را گرفته است ، به جهت آنكه كار و فكر زياد بر بشر تحميل كرده است به طورى كه اينهمه كار و فكر روح را و اعصاب را فشرده و خرد مىكند . اينهمه بيماريهاى عصبى ، خودكشىها ، جنونها به واسطه عدم آرامش روحى و به اصطلاح حوصله سررفتنهاست . انسان مقدار معينى طاقت [ دارد ] سر و صدا بشنود ، اخبار هيجانآور ومحرك بشنود ، تيترهاى درشت در روزنامه ها ببيند ، مناظر غيرمترقبه مشاهده كند . از اين نظر در عصر ما احتياج دارد به موجبات آسايش روحى و فرار از موجبات اضطراب ، خصوصاً اگر چيزى باشد كه به اعصاب طبعاً آرامش ببخشد نظير موعظه بليغى كه مىشنود و از همين قبيل است توجه و تذكر خدا و خلوت قلبى با او . اعراض از خدا عرصه را بر آدمى تنگ مىكند : * ( و من اعرض عن ذكرى فان له معيشة ضنكاً . ) * 5 . امروز ثابت شده كه تكبر و حسد و بخل و ميل به آزار ديگران ، همه ناشى از اختلالات و بىنظمىهايى است كه در احساسات انسان پيدا مىشود بدون اينكه اختلال و بىنظمى در بدن پيدا شود . 6 . اين فكر هميشه در ميان بشر بوده است كه آيا مىتوان راهى به دست آورد كه اختلالات روانى و معايب روحى را با دواى مادى از قبيل معجون و قرص و غيره معالجه كرد يا نه ؟ و اين فرض و احتمال مربوط به اين است كه آيا تمام حالات معروف به « روحى و روانى » مربوط است به تركيبات مادى و انحرافات روانى ناشى از