مرتضى مطهري

544

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

روح - بيماريهاى روحى 1 . از قديمالايام تاكنون بيماريها را بر دو قسم مىدانستند : جسمى و روحى ( 1 ) . بيماريهاى جسمى عبارت است از اختلالى كه در يكى از اعضاى بدن وارد شود بدون اينكه اختلالى در احساسات و ادراكات پديد آيد ، مثل سل مثلًا . بيماريهاى روحى عبارت است از اختلالاتى كه در احساسات يا ادراكات انسان واقع شود و نظم آنها را بر هم مىزند ، مثل ترسهاى بى جا ، يأسهاى بى جا ، خجلت و كمرويى ( خجلت را كه ضعف نفس است نبايد با حيا اشتباه كرد ) ، عصبانيتهاى بى جا ، ميل به انزوا و گوشه گيرى ، سوءظن و بدگمانى ، وسواس ، توهمات و تجسمات بى جا . اختلال روحى تا در احساسات است نام جنون ندارد ، اما همين كه در ادراكات باشد جنون است . مجانين آنها هستند كه توهمات و تجسمات بى جا دارند . وسواس و همچنين سوءظن و بدگمانى را چون مربوط به قوه قضاوت است ، مىتوان از درجات جنون به حساب آورد . علماى اخلاق قديم تشبيهاً و مجازاً رذايل اخلاقى از قبيل تكبر و حسد و بخل و جبن و شره و جاه طلبى را بيمارى روحى ، و علماى اخلاق را طبيبان روحى مىخواندند . امروز ثابت شده كه اين رذايل واقعاً بيمارى روحى است ، يعنى ناشى از اختلالى در احساسات و ادراكات است و لهذا بدِ اخلاقى مفهوم خود را عوض كرده به بيمارى روحى . و نيز بايد علل خاص اين اختلالات را به دست آورد . معمولًا اين صفات را از عقده ها ، و عقده ها را از محروميتها ناشى مىدانند . ممكن است علت يك بيمارى روحى سوء تربيت باشد . برتراند راسل در نوشته هاى خود زياد تكيه كرده بر اخلاق تابو ، مىگويد نبايد كودك را گرفتار ترس و احتياط بىمنطق كرد . مثلًا طفل ادرار مىكند او نمىداند و نمىفهمد كه چه بايد بكند . مادر طفل به او اخم

--> ( 1 ) . رجوع شود به ورقه هاى يادداشت انسان ايده آل .