مرتضى مطهري

532

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

همچو آن وقتى به خواب اندر روى تو ز پيش خود به پيش خود شوى بشنوى از خويش و پندارى فلان با تو اندر خواب گفته است آن نهان تو يكى تو نيستى اى خوش رفيق بلكه گردونى و دريايى عميق آن تويى زفت است و آن نهصد تو است قلزم است و غرقه گاه صد تو است خود چه جاى حد بيدارى و خواب دم مزن وا لله اعلم بالصواب ايضاً صفحه 135 : بيشه اى آمد وجود آدمى برحذر شو زين وجود ار آدمى ظاهر و باطن اگر باشد يكى نيست كس را در نجات او شكى در وجود ما هزاران گرگ و خوك صالح وناصالح و خوب و خشوك ( 1 ) حكم آن خور است كو غالبتر است چونكه زر بيش از مس آمد آن زر است سيرتى كان بر وجودت غالب است هم بر آن تصوير حشرت واجب است . . . هر زمان در سينه نوعى سر كند گاه ديو و گه ملك ، گه دام و دد زان عجب بيشه كه هر شير آگه است تا به دام سينه ها پنهان ره است

--> ( 1 ) . خشوك كينه ور