مرتضى مطهري

512

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

30 . علت اينكه ذكر حق قلب را روشن مىكند * ( ( ان الله تعالى جعلالذكر جلاء للقلوب ) ) * اين است كه توجه به خدا توجه به حقيقت و واقعيت است كه ضمناً خود را در پرتو واقعيت آنچنان كه هست مىبينيم و طبعاً ملازم است با درستبينى ، و غفلت از خدا مستلزم غفلت و فراموشى خود نيز هست و غفلت و فراموشى مساوى است با تاريكى . 31 . از زبان مجنون مىگويند : اگر در كاسه چشمم نشينى به جز از خوبى ليلى نبينى اين شعر خود نوعى بيمارى را توصيف مىكند . 32 . مسخ ، حقيقتش تبديل شدن حقيقت انسان است به حقيقت ديگر و متبدل شدن اوست به چيز ديگر ، به حكم اتحاد عاقل و معقول و اتحاد مريد و مراد و به حكم اينكه ملكات اكتسابى مسانخ هر حيوان ، صورتى شبيه همان حيوان در باطن نفس به وجود مىآورد . 33 . راجع به از خودبيگانگى ، رجوع شود به : الف . فلسفه هگل ب . كتاب جهانى از خود بيگانه ، حميد عنايت ج . نژاد و فرهنگ ، منوچهر هزارخانى د . فلسفه اخلاق ، دكتر شريعتى ، از انتشارات حسينيه ارشاد 34 . رجوع شود به ورقه هاى انسان ايده آل . 35 . عطف به نمره 23 و عطف به آنچه در درس . . . از درسهاى ماركسيسم قم گفته شد ، در مقاله 31 « سيرى در نهجالبلاغه » گفته‌ايم : ممكن است ايراد شود كه اگر تعلق به دنيا و بستگى به آن موجب ركود و انجماد و توقف و از خودبيگانگى است ، تعلق به معنى و آخرت و خدا نيز همين طور است ( 1 ) . مگر نه اين است كه همچنان كه اگزيستانسياليسم مىگويد ، تعلق ودلبستگى به هر چيزى اسارت

--> ( 1 ) . به عبارت ديگر ، عين خود بودن مساوى با آزادى است از هر چه رنگ تعلق پذيرد بلا استثناء .