مرتضى مطهري
507
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
حافظ مىگويد : ميان عاشق و معشوق هيچ حايل نيست تو خود حجاب خودى حافظ از ميان برخيز معنى اين شعر ظاهراً اين است كه معشوق حقيقى برون از خود نيست ، بلكه خود واقعى اوست و اين خود دروغين مانع و حاجب آن خود واقعى است . معنى اين شعر اين نيست كه تو خود حجاب براى خود هستى كه مانع وصول به آن غير كه معشوق است مىباشى . مولوى مىگويد : اى كه در پيكار « خود را باخته » ( 1 ) ديگران را تو ز خود نشناخته تو به هر صورت كه آيى بيستى كه منم اين ، واللَّه آن تو نيستى يك زمان تنها بمانى تو ز خلق در غم و انديشه مانى تا به حلق اين تو كى باشى ؟ كه تو آن اوحدى كه خوش و زيبا و سرمست خودى . عبادت و خلوت : مولوى در شعر سوم به اين معنى اشاره [ دارد ] كه تو كه از خلوت و عبادت و رجوع به عمق ضمير خود فرار مىكنى ، از خود فرار مىكنى . على عليه السلام در وصف اولياى حق مىفرمايد : اللَّهم بلى لاتخلوالارض من قائم للهبحجة . . . هجم بهم العلم على حقيقة البصيره و باشروا روح اليقين و استلانوا ما استوعره المترفون وانسوا بما استوحش منه الجاهلون . گاندى بنا به نقل مقدمه كتاب اين است مذهب من كه در ورقه هاى مكتب انسانيت نقل كرديم ، مىگويد :
--> ( 1 ) . * ( خسروا انفسهم .