مرتضى مطهري

499

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

جماد و نبات و حيوان ، سافل بلكه هر انسانى از جهت جسمىاش نسبت به هر انسان ديگر از جهت خود واقعىاش سافل است ، علىهذا ليلى نسبت به خود واقعى مجنون سافل است . اگر انسانى شيئى را - جماد ، نبات ، حيوان ، انسان - هدف قرار دهد ، به حكم اينكه مقدمه اسفل از هدف است ، آن انسان اسفل سافلين مىشود ، زيرا حقيقت و شخصيت و واقعيتش آن سافل مىشود . اين است معنى آيه كريمه : * ( ثم رددناه اسفل سافلين . ) * قاآنى مىگويد : بس دلبركانند به هر بوم و به هر در يارب چه كند يك دل با اين همه دلبر اين مىكشدش از چپ و آن مىكشد از راست مسكين دلكم مانده در اين كشمكش اندر مسكين دلكم را كه خدا باد نگهدار خود را نتواند كه نگه دارد در بر 12 . رجوع شود به فلسفه هگل ، ترجمه حميد عنايت ، بخش مربوط به اخلاق . ايضاً به احياى فكر دينى ، سخنرانى « من » و ضمير انسانى ، و به كتاب نيكنيازى مهندس بازرگان . 13 . اين نكته كه در برخى كتب روانشناسى نيز بدان اشاره شده است كه انسان هنگامى كه تصميمى معقول يا اخلاقى مىگيرد و بر نفس پيروز مىشود احساس پيروزى مىكند و هنگامى كه تصميمش اجرا نمىشود و تحت تأثير تمايلات شهوانى ، غضبى و غيره قرار مىگيرد احساس شكست مىكند ، خود دليل بر اين است كه خود واقعى انسان يك چيز است و خود خيالى چيز ديگر . 14 . مسأله از خودبيگانگى ( اليناسيون ) در فلسفه هگل آمده است و به طور كلى در فلسفه امروز درباره انسان از خود بيگانه زياد سخن گفته مىشود ، ولى مطلب اساسى شناختن خود واقعى است . از نظر عرفا خود واقعى مساوى است با « ذات حق » . از نظر